تبلیغات
فانوس 313

فانوس 313

به نقاط بسیاری در جهان از آمریكا و اسكاندیناوی گرفته تا آفریقا و استرالیا سفر كرده ام . حتی در نحوه سلام و احوال پرسی نیز تفاوت های فاحشی وجود داشت چنین تفاوتهایی در آداب و رسوم و درك واقعیتها در بعضی از موارد ممكن است موجب سوتفاهم گردد . در این خصوص به یاد سفرم به ایران و ملاقات با حضرت آیت الله خمینی (ره ) در سال 1989 می افتم . در این دوران روابط ما با ایران نیمه گرم بود. این كشور هفت سال با عراق ـ دوست شوروی ـ در جنگ بود. در آن زمان نیروهای ما در افغانستان مستقر بودند. حال آنكه پس از سرنگونی حكومت پهلوی در ایران در طول هفت سال هیچ یك از مقامات بلندپایه شوروی به ایران سفر نكرده بود. در این مدت تماس های مهمی با یكدیگر نداشتیم و قرار شد كه در سفر به خاورمیانه پس از سوریه و عراق به منظور سر و سامان دادن به مناسبات دوجانبه دو كشور بزرگ به ایران بروم . ایران نیز در صدد عادی سازی روابط با شوروی بود . نامه 6 تا 7 صفحه ای امام خمینی (ره ) خطاب به گورباچف كه در تاریخ 4 ژانویه 1989 توسط آیت الله جوادی آملی نماینده امام (ره ) به مسكو آورده شد نیز بیانگر این واقعیت بود . امام خمینی (ره ) مقام و منصب دولتی نداشت ولی در عین حال رهبر روحانی و عملا شخص اول كشور محسوب می شد . در تاریخ 25 فوریه من به همراه پاسخ كتبی میخائیل گورباچف به نامه امام خمینی (ره ) وارد تهران شدم . نامه امام خمینی (ره ) گورباچف را به فكر واداشته بود. نه وی و نه من هیچ یك نمی دانستیم كه چه پاسخی باید بدهیم . امام خمینی (ره ) در نامه خود ضمن ارزیابی مثبت از برخورد شجاعانه گورباچف به رویدادها و وقایع آن زمان اعلام نموده بود كه ناكامی های كمونیسم آشكار شده است . گرچه این نیز برای رهبر ایران فاقد اهمیت بود...


ادامه مطلب

زنان‌

باید پیوسته‌ یا حامله‌ باشند و یا شیر دهند، تا در كاروان‌ انسانیّت‌ و حركت‌ به‌ سوی‌ معبود و محبوب‌، و قبله‌ مشتاقان‌ و كعبه‌ عاشقان‌ و پویندگان‌ به‌ سوی‌ حرم‌ و حریم‌ امن‌ و امان‌ او، با مردان‌ هم‌ آهنگ‌ باشند.

حائض‌ شدن‌ زنان‌ موقعی‌ است‌ كه‌ در این‌ كاروان‌ نشسته‌اند و از حركت‌ افتاده‌ و متوقّف‌ گشته‌اند. بنابراین‌، اصل‌ در زنان‌ عبادت‌ است‌؛ یعنی‌ اصل‌ در زنان‌ حمل‌ و رضاع‌ است‌. حیض‌ زنان‌ خلافِ اصل‌ است‌؛ یعنی‌ عَدم‌ حمل‌ و عدم‌ رضاع‌ خلاف‌ است‌. فتَأمَّلْ در این‌ نكته‌ دقیق‌.

این‌ حقیر روزی‌ به‌ یكی‌ از پزشكان‌ حاذق‌ و بصیر و متعهّد [30] كه‌ سخن‌ از این‌ موضوع‌ به‌ میان‌ آمده‌ بود، گفتم‌: سلامت‌ و سعادت‌ زن‌ در اینست‌ كه‌: یا حامله‌ باشد و یا بچّه‌ در زیر پستان‌ خود داشته‌ باشد.

قدری‌ تأمّل‌ كرد و گفت‌: آقا این‌ گفتار، مطابق‌ آخرین‌ نتیجه‌ كنگره‌های‌ پزشكی‌ است‌ كه‌ امسال‌ در امریكا برگزار شده‌ است‌. و من‌ تز دكتری‌ خود را در امریكا در همین‌ موضوع‌ قرار داده‌ام‌.

آنگاه‌ گفت‌: طبق‌ آخرین‌ مدارك‌ و آمار، دخترانی‌ كه‌ قبل‌ از هجده‌ سال‌ بچّه‌ بزایند سرطان‌ پستان‌ نمیگیرند. وهر چه‌ دیرتربچّه‌ بزایند، درصدِ خطر تهدید سرطان‌ پستان‌ در آنها زیاد می‌شود؛ تا چون‌ از سنّ سی‌ سالگی‌ بگذرند خطر سرطان‌ پستان‌ به‌ نحو مضاعف‌ بالا میرود.

امّا زنانی‌ كه‌ اصلاً ازدواج‌ نكنند و بچّه‌ نیاورند، درصد خطر سرطان‌ پستان‌ در آنها سرسام‌آور است‌.

این‌ مطالب‌ را كه‌ عین‌ واقعیّت‌ است‌، قیاس‌ كنید با تبلیغات‌ و انتشارات‌ استعمار كافر كه‌ بر در و دیوار نوشته‌ بود: «زندگی‌ خوشتر، فرزند كمتر» و یا «فرزند فقط‌ یكی‌ یا دو تا» و در یك‌ صفحه‌ پوستر یا پلاكارد، عكس‌ یك‌ مرد و یك‌ زنی‌ را كشیده‌ بود، كه‌ در دستشان‌ یك‌ دختر و یك‌ پسر بود، و بطور شادابی‌ و خوشحالی‌ در حركت‌ بودند و دست‌ راست‌ را بلند كرده‌، فقط‌ انگشت‌ وُسْطَی‌ و مُسَبِّحه‌ (سَبّابه‌) را بطرف‌ بالا باز نموده‌، تا نشان‌ دهند كه‌ أوّلاً فقط‌ فرزند باید دو تا باشد و بس‌، و ثانیاً این‌ را با حرف 7 كه‌ رمز موفّقیّت‌ است‌، خاطر نشان‌ نموده‌ باشند.

از این‌ تابلوها بر هر اداره‌ای‌ و كانونی‌، بالاخصّ در سالن‌ بیمارستانها و درمانگاهها و محلّ اجتماع‌ مردم‌ زده‌ می‌شد و مردم‌ می‌دیدند. بیچاره‌ها هم‌ باور میكردند و از زیادی‌ بچّه‌ خودداری‌ میكردند. و زن‌ها دسته‌ دسته‌ به‌ درمانگاهها می‌آمدند و قرص‌های‌ ضدّ حاملگی‌ را به‌ عنوان‌ هدیه‌ و تُحفه‌، مجّانی‌ میگرفتند و با خوشحالی‌ همراه‌ خود می‌بردند. غافل‌ از اینكه‌ این‌ قرص‌ها همچون‌ قرص‌ اِسْتِرِكْنین‌، سمّ قاتل‌ است‌ كه‌ بر روی‌ آن‌ لعاب‌ شیرین‌ كشیده‌ باشند.

پزشكان‌ غیر متعهّد و خود فروخته‌ هم‌، پیوسته‌ در روزنامه‌ و رادیو و تلویزیون‌، تبلیغات‌ را در این‌ موضوع‌ بالا می‌بردند.

یك‌ روز پزشكی‌ به‌ خانمی‌ كه‌ برای‌ معالجه‌ نزد او رفته‌ بود گفته‌ بود: خانم‌! رَحِم‌ زن‌ حكم‌ درخت‌ را دارد.مگر درخت‌ چقدر میوه‌ میدهد؟! این‌ زن‌ هم‌ به‌ منزل‌ آمده‌ بود و بنای‌ بد سری‌ در آبستن‌ شدن‌، با شوهرش‌ گذارده‌ بود.شوهرش‌ در مسجد نزد من‌ آمد و از زنش‌ شكایت‌ كرد، و گفتار دكتر را كه‌ به‌ وی‌ گفته‌ بود بازگو كرد.گفتم‌: این‌ دكتر در این‌ سخن‌ مغالطه‌ نموده‌ است‌؛ و به‌ اصطلاح‌ عامّه‌ مردم‌، حُقّه‌ بازی‌ نموده‌ است‌. برو منزل‌ و به‌ عیالت‌ بگو: درخت‌ میوه‌ تا زنده‌ است‌ میوه‌ میدهد! به‌ مجرّد آنكه‌ به‌ بلوغ‌ خود رسد (در بعضی‌ از درختان‌ در سال‌ دوّم‌، و در بعضی‌ نیز دیده‌ شده‌ است‌ كه‌ در سال‌ اوّل‌) میوه‌ میدهد.

درختان‌ میوه‌ هر سال‌ مرتّب‌ میوه‌ میدهند. هیچ‌ میوه‌شان‌ قطع‌ نمی‌شود، مگر زمانیكه‌ آفتی‌ به‌ آنها برسد و ریشه‌ آنها كرم‌ بزند. در این‌ صورت‌ چوب‌ است‌. دیگر درخت‌ میوه‌ نیست‌؛ آنرا می‌برند.                بسوزند چوب‌ درختان‌ بی‌بر         سزا خود همین‌ است‌ مَر بی‌بری‌ را                                                     (رساله نکاحیه مرحوم علامه طهرانی)


کل مصرف لوازم آرایشی در خاورمیانه در سال 2008 در حدود 7/2 میلیارد دلار است که با میانگین رشد حدود هشت درصد در سال، بعد از کشورهای اروپای شرقی بالاترین رشد را دارد و این بدان علت است که تقریبا نیمی از جمعیت منطقه زیر 30 سال هستند. در این حال 14 میلیون خانم ایرانی از نظر مصرف لوازم آرایشی گوی سبقت را تقریبا ازکل کشورها منطقه ربوده اند به نحوی که تقریبا 29 درصد کل مصرف کنندگان منطقه خاورمیانه را تشکیل می دهند. به عبارت دیگر اگر جمعیت زنان خاورمیانه 155 میلیون نفر باشد، 9 درصد این زنان یعنی 14 میلیون نفر زنان ایرانی حدود یک سوم یعنی 2/1 میلیارد دلار هزینه لوازم آرایشی از 7/2 میلیارد دلار بازار لوازم آرایشی خاورمیانه را پرداخت می کنند. 

اغلب اجناس در بازار ایران تقلبی، نامرغوب و چینی هستند و لوازم آرایشی قاچاق بدون هیچ گونه نظارت و مجوزی در فروشگاهها و حتی کنار خیابان به فروش می رسند. در سطح جهانی ایران رتبه هفتم را به لحاظ مصرف لوازم آرایش به خود اختصاص است

یک جامعه شناس و پژوهشگر اجتماعی با هشدار نسبت به افزایش استفاده از لوازم آرایشی در میان جوانان گفت: بررسیها نشان می دهد سن استفاده از مواد آرایشی به 14 سال  رسیده است. 

دکتر مجید ابهری  در مورد دلایل استفاده زیاد از لوازم آرایش در میان جوانان ایرانی افزود: اسراف در آرایش نشانه سندرم خودزشت پنداری میان جوانان ایرانی است. آرایش از دیرباز تا کنون مورد استفاده زنان و مردان بوده و در هر موقع با ابزار خاص آن روزگار انجام می شده است. 

وی افزود: در روزگار ما متاسفانه افراط در مصرف لوازم آرایش باعث بروز مشکلاتی گردیده که برخی از آنها به طور خلاصه بیان می گردد. مشکلات اقتصادی برای جامعه، خروج ارز از کشور برای ورود لوازم آرایش و از آنجا که 75 درصد از لوازم آرایش وارداتی تقلبی بوده، ایجاد بیماری های مختلفی مانند بیماری های خونی، پوستی و ریزش مو برای مصرف کنندگان می نماید.

این استاد دانشگاه و پژوهشگر آسیبهای اجتماعی با اشاره به اینکه در ایران نحوه آرایش به عنوانی معیاری برای شخصیت افراد تلقی می شود، گفت: براساس نحوه و نوع آرایش جوانان شخصیت درونی و بیرونی، طبقه اجتماعی و همچنین طرز تفکر و نگرش و بینش آنان مشخص می شود.

این جامعه شناس با هشدار نسبت به افزایش آرایشهای افراطی در بین جوانان جامعه گفت: اگر زن به طور متوسط هر روز با چهار نوع لوازم آرایش استفاده کند به طور متوسط سالیانه دو و نیم کیلو مواد معدنی و شیمیایی استفاده می نماید. مواد شیمیایی سرب، جیوه که هر کدام به تنهایی برای قسمت های مختلف بدن زیان آور است.

وی به نقش مهم خانواده اشاره کرد و اظهار داشت: دلیل استفاده از لوازم آرایش از نگاه رفتارشناسی، توهم خود زشت پنداری است چرا که بعضی از بانوان بدون آرایش حتی کمترین مسافت را از خانه خارج نمی شوند. خانواده می تواند در افزایش اعتماد به نفس واقعی زنان نقش مهمی ایفا کند.

این پژوهشگر آسیبهای اجتماعی گفت:  رسیدن حداقل سن آرایش به 14 سال زنگ هشداری است به خانواده ها که الگوی رفتاری مصرف لوازم آرایش را تبیین نمایند. نه تنها مشکلات اقتصادی برای مصرف کنندگان وجود دارد بلکه دختران جوان به جای تحمیل هزینه لوازم آرایش به سبب اقتصادی برای تندرستی و ورزش و یا سرگرمی های رفاهی و سالم استفاده کنند. 

وی یادآور شد: یکی از اصلی ترین عوارض اجتماعی مصرف لوازم آرایش ضعف اعتماد به نفس و خود باوری در زنان است. یعنی هر چقدر اعتماد به نفس در زنان ضعیف تر باشد مصرف لوازم آرایش در آنان بیشتر است. 

دکتر مجید ابهری همچنین در پایان تحریک و فریب  مردان و جوانان در جامعه را از آسیب های اصلی مصرف بی رویه و افراطی لوازم آرایش دانست.

این مطلب به نقل از سایت دکتر قدیری ابیانه www.ghadiri.ir می باشد.


دیوید گلدمن نویسنده یهودی اخیرا به سرزمین‌های اشغالی سفر کرده است تا از انتشار ویرایش عبری یکی از کتاب‌های خود با عنوان «تمدن‌ها چگونه می‌میرند: (و چرا اسلام رو به مرگ است؟)» رونمایی کند. وی در مصاحبه‌ای با یک روزنامه اسرائیلی نوید از بین رفتن اسلام و تمدن اسلامی را داده است!

آیا بین برنامه هسته‌ای ایران و نرخ باروری در ایران رابطه‌ای وجود دارد و یا این که آیا بین بقای تمدن اسلامی و کاهش میزان موالید در کشورهای مسلمان ارتباطی وجود دارد؟

به گزارش «تابناک»، سوالاتی از این دست موضوع گفتگوی روزنامه اسرائیلی جروزالم پست و دیوید گلدمن نویسنده یهودی کتاب‌هایی در مورد سرنوشت تمدن‌ها و تغییرات جمعیتی است. نویسنده، اخیرا برای انتشار یکی از کتاب‌های خود با عنوان «تمدن‌ها چگونه می‌میرند: (و چرا اسلام رو به مرگ است؟)» به سرزمین‌های اشغالی سفر کرده و در گفتگو با روزنامه صهیونیستی به توضیح رابطه تغییرات جمعیتی و تغییر توازن استراتژیک قوا پرداخته است.

به اعتقاد وی، تغییرات مثبت جمعیتی به جوامعی مربوط می‌شود که نگاه‌شان به آینده است و اعتماد به نفس دارند. نبود علاقه به بچه‌دار شدن از نشانه‌های افول تمدن‌ها است و دنیای اسلام در حال حاضر شاهد چنین پدیده‌ای است. اروپا نیز روند مشابهی را می‌گذراند. گلدمن با توجه به این علائم مدعی است که وقتی جوامع سنتی در معرض دنیای مدرن قرار می‌گیرند، اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهند و بعضی الگوهای سنتی از جمله مذهب، فرزندآوری و سایر الگوهای فرهنگی دچار تغییرات بسیار شدید می‌شوند. چنین پدیده‌ای در ایران در دوره حیات یک نسل محقق شده است در حالی که ترکیه این روند را در دو نسل گذرانده است.

طبق اطلاعات سازمان سیا نرخ تخمینی تولدها در سال 2013 در ایران، 1.86 فرزند به ازای هر زن بوده است که کمتر از نرخ جانشیتی است. این در حالی است که جمعیت‌شناسان زیادی نرخ واقعی را کمتر و در حدود 1.6 تا 1.7 می‌دانند. این در حالی است که رشد جمعیت نیازمند تولد 2.1 نوزاد به ازای هر زن است. در حالی که استفاده از وسایل پیشگیری از بارداری در ایران بسیار شایع است، سایر کشورهای خاورمیانه نیز شاهد کاهش نرخ موالید هستند.

طبق اطلاعات سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، در سال 2013 تعداد نوزادان به ازای هر زن در ترکیه 2.1، در تونس 2.01، در مراکش 2.17، در عربستان سعودی 2.21، در کویت 2.56، در سوریه 2.77، در الجزایر 2.78، در مصر 2.9، در اردن 3.32 و در عراق 3.5 بوده است. آمار سازمان ملل کاهش شدید نرخ موالید در منطقه خاورمیانه نسبت به نیم قرن پیش را نشان می‌دهد.

در ایران از دوره شاه، تحصیلات عمومی همگانی شده است و به گفته گلدمن، افزایش سوادآموزی و تحصیل با کاهش میزان موالید همراه است. چنین روندی در ترکیه نیز در جریان است. تا نیمه قرن جاری میلادی، یک سوم جمعیت ایران بیش از 60 سال سن خواهند داشت که این بسیار بیشتر از هفت درصد کنونی است و هزینه نگهداری از این جمعیت کهنسال اقتصاد ایران را له خواهد کرد.

از نظر نویسنده یهودی وضعیت استراتژیک ایران شباهت زیادی به سالهای پایانی حکومت شوروی سابق دارد. به عقیده وی شوروی در سال 1979 و حمله به افغانستان به دنبال افزایش قدرت خود برای جبران مشکلات اقتصادی و جمعیتی بوده است.

وی مدعی شده است که میزان حضور ایرانی‌ها در مسجد مشابه حضور انگلیسی‌ها در کلیسا شده است و از سوی دیگر بهترین علامت برای پیش‌بینی تعداد کودکان در کشورهای صنعتی، میزان تقید افراد به مذهب است. به عقیده وی مشوق‌های اقتصادی ممکن است در افزایش فرزندآوری موثر باشند ولی برای بچه‌دار شدن، بیشتر از مسائل اقتصادی شرایط روحی و احساسی اهمیت دارند.

نکته مهم در این میان این است که آمار موالید در سرزمین‌های اشغالی برای اعراب و یهودیان برابر و تقریبا سه فرزند است. این در حالی است که همزمان با کاهش موالید در میان اعراب، میزان آن در میان یهودیان در حال افزایش است و به همین سبب نویسنده هشدارهای جان کری به اسرائیل در مورد انفجار جمعیت فلسطینی‌ها را جدی نمی‌داند.

به عقیده وی، نکته مهم دیگر این است که جوامع رو به پیری بهتر تن به سازش می‌دهند و برای مثال، کاهش جمعیت در توافق صلج در ایرلند در سال 1998 موثر بوده است.

بر همین اساس وی با فرض دوره طولانی از درگیری در جهان اسلام به دولت آمریکا توصیه می‌کند که بهتر است خود را از این مسائل کنار بکشد تا آسیب کمتری ببیند. وی مصر را کشوری بدون درآمد می‌داند که در آستانه فاجعه انسانی و فروپاشی اجتماعی است مگر این که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به داد آن برسند.



این مطلب به نقل از سایت دکتر قدیری ابیانه www.ghadiri.ir می باشد.


به گزارش سرویس دینی جام نیوز؛ شیخ عبدالطیف محمود سلفی از پیروان سقیفه و از اهل جماعت در صفحه شخصی تویتر خود در توجیه دست دادنش با دختران در هنگام جشن فارغ التحصیلی چنین نوشت: "پیامبر (ص) را در خواب دیدم که به من می گفت: برای علمای دین اشکالی ندارد که با دخترها دست دهند و یا به آنها دست بزنند، به همین خاطر با این دختران دست دادم."

چند نکته در پاسخ به این فتوای ضد قرآنی
با توجه به این که مصافحه و لمس نامحرم امری بر خلاف روایات و آیات است برای روشن شدن مطلب به نکات زیر توجه شود:

نکته اول:

قرآن می فرماید:"قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ" (نور آیه 30 و 31)
به مردان مؤمن بگو چشم هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و عفاف خود را حفظ کنند؛ این براى آنان پاکیزه ‏تر است؛ خداوند از آنچه انجام مى‏ دهید آگاه است‏ و به زنان باایمان هم بگو چشم هاى خود را (از نگاه هوس ‏آلود) فرو گیرند، و دامان خویش را حفظ کنند.

حال با توجه به این آیه ، وقتی قرآن تاکید می کند که که هم مرد و هم زن باید از نگاه حرام دوری کنند، پس به طریق اولی باید از لمس حرام اجتناب کنند

نحوه استدلال به این آیه
مناوی از علمای اهل سنت می گوید: پیامبر خدا (ص) با زنان اجنبی در روز بیعت مصافحه نکرد یعنی دست خود را در دست هیچکدام از آنها قرار نداد بلکه با کلام از آنها بیعت گرفت... با توجه به اینکه آن حضرت (ص) معصوم است و احتمال ریبه در مورد آن حضرت (ص) منتفی است؛ دست خود را به دست زنان نامحرم نگذاشت، پس دیگران به طریق اولی باید از دست دادن خودداری کنند.
حافظ عراقی هم گفته است: ظاهر این است که دست دادن با اجنبیه بر آن حضرت (ص) حرام و ممنوع بوده است (1)

طبرانی: از شهر بن حوشب نقل می کند که با اسماء بنت یزید ملاقات کردم و او برایم داستان بیعت کردن خود با پیامبر (ص) را بازگو کرد که در روز بیعت آن حضرت (ص) با زنان، دست خود را دراز کردم تا با آن حضرت (ص) بیعت کنم اما آن حضرت (ص) دست خود را کشیدند و فرمودند: من با زنان دست نمی دهم و لکن بیعت من با آنها قولی است، من هم جواب مثبت دادم.(2

در میزان الاعتدال ذهبی نقل شده است که بیعت پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) با زنان با گفتار بود؛ به اینکه برای خدا شریک قرار ندهید، و هرگز دست پیامبر (ص) به دست زنی تماس پیدا نکرد مگر زنی که محرم آن حضرت بود.(3)

نکته دوم

به شیخ عبدالطیف می گوییم اگر قرار باشد که خواب حجت باشد که نمی شود زندگی کرد، آیا به هر خوابی باید عمل کرد؟ اگر در خواب دیدی که پیامبر (ص) می فرمایند: زنت را طلاق بده یا او را بکش، آیا به این خواب هم عمل خواهی کرد؟ پس معلوم است این فتوا چیزی جز تبعیت از هوای نفس نیست.

پی نوشت ها:
[1] فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، المناوی ج 5 ص 236
[2] المعجم الکبیر، الطبرانی ج 24 ص 182
[3] میزان الاعتدال ، الذهبی ج 2 ص


دکتر علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی در واکنش به اظهارات اخیر مقامات آمریکایی درباره ادای احترام محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه به مقبره عماد مغنیه گفت: چند روز پیش آمریکایی‌ها به اقدام ظریف برای احترام به مقبره عماد مغنیه انتقاد کردند و گفتند که توجیه ندارد که مقامات ایرانی به مقبره یکی از فرماندهان یک گروهک تروریستی احترام بگذارند، اما از طرف دیگر شاهد بودیم که مقامات آمریکایی در تشییع جنازه شارون قصاب صبرا و شکیلا شرکت کردند، حال بعد از این اقدام منفور آمریکایی‌ها مقامات این کشور اعتراض می‌کنند که چرا وزیر خارجه ایران به مقبره مغنیه احترام گذاشته است.

نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه جمهوری اسلامی ایران جان خود را برای حزب‌الله می‌دهد، افزود: قطعاً اگر به حزب‌الله تعدی شود، ایران پشتیبان حزب‌الله خواهد بود، زیرا حزب‌الله افتخار عالم اسلام بوده و کمر اسرائیل را شکسته است.

لاریجانی ادامه داد: خوشبختانه جریان بیداری انقلاب اسلامی در چند سال اخیر تاثیرگذاری خود را بر منطقه و کشورهای اسلامی گذاشته است، از این‌رو کشورهای غربی به ویژه آمریکا باید بدانند که با خاورمیانه جدید روبرو هستند.

عضو کمیسیون شوراها و امور داخلی کشور مجلس نهم با اعلام اینکه اگر مقامات غربی درباره حزب‌الله و مقاومت حرف درشت بزنند، قطعاً تودهنی می‌خورند، تصریح کرد:‌ همه امت اسلامی به عماد مغنیه احترام گذاشته و این فرمانده حزب‌الله را سمبل شجاعت می‌دانند.

وی با بیان اینکه یکی از عوامل تحرک و فعالیت‌های گروه‌های تروریستی به علت ظلم کشورهای غربی و خارجی به منطقه است، افزود: مردم و جوانان مسلمان در این رابطه راهی به جایی ندارند و وقتی مشاهده می‌کنند که حکام از سوی کشورهای قدرتمند خریداری شده و منابع سرزمین‌شان به غارت می‌رود، جذب این گروهک‌ها می‌شوند، اما در اصل حضور در این گروهک‌ها امر غلطی است، زیرا مسلمانان اهل عدالت هستند.

رئیس مجلس نهم با بیان اینکه مسلمانان باید دارای شاخصه قدرت و بازدارندگی باشند، گفت: این موضوعات در قرآن کریم هم تاکید شده است، از این‌رو مسلمانان باید بازدارنده باشند و نمی‌توانند مظلوم باشند. از طرف دیگر قطعاً زندگی سرافرازانه احتیاج به قدرت دارد که این موضوع بیش از پیش مقوله بازدارندگی را مورد توجه و اهمیت قرار می‌دهد.

لاریجانی با تاکید بر اینکه برخی از مصوبات آمریکایی‌ها در سال‌های اخیر درست نقاط قوت جمهوری اسلامی ایران مانند فعالیت صلح‌آمیز هسته‌ای و قدرت موشکی را هدف گرفته است، بیان کرد: آمریکایی‌ها بعد از مطرح کردن این موضوعات می‌گویند که ما امنیت شما را تامین می‌کنیم اما قطعاً ما نیاز نداریم که دیگران امنیت ما را تامین کنند.

وی با تاکید بر اینکه جهاد نیاز امروز بشر است، تصریح کرد: هم‌اکنون برخی کشورها امکانات و رفاه مناسبی دارند، اما به صورت مستقل نمی‌توانند زندگی کنند، زیرا مقوله جهاد را کنار گذاشته‌اند، از این‌رو اگر کشورها می‌خواهند فقر از جامعه خارجی شود، قطعاً باید اهل جهاد باشند. از طرف دیگر مسلمانان اگر در کنار زندگی مرفه، اهل جهاد نباشند باید در تمام امور سرافکنده باشند، از این‌رو شاهدیم که برخی کشورهای همسایه با یک تلفن نظراتشان عوض می‌شود، بنابراین با این نوع سیاست و تفکر نمی‌توانند عزتمند زندگی کنند.

نماینده مردم قم در مجلس نهم ادامه داد: اما خوشبختانه جمهوری اسلامی ایران در برابر قلدری‌های آمریکا ایستادگی می‌کند، زیرا اهل مجاهدت است. کشورهای غربی در این رابطه حرف‌های درشتی می‌زنند اما به علت روحیه مجاهدت و بازدارندگی ایران جرأت مواجهه با ما را ندارند.

لاریجانی با بیان اینکه سپاه بر پایه تقدس بنا شده است، گفت: سپاه با احساس مسئولیت نسبت به انقلاب و شهادت و جهاد پایه‌گذاری شده است، از این‌رو خانواده پاسداران باید افتخار کنند که همسرانشان پاسدار هستند. از طرف دیگر در ۳۵ سال گذشته، اقدامات سپاه پاسداران همیشه همراه با جهاد بوده است و این نهاد قطعاً نقش پررنگی در انقلاب و نظام دارد.

رئیس مجلس شورای اسلامی با تاکید بر اینکه سپاه رکن مهم برای استقامت جمهوری اسلامی ایران است، افزود: قطعاً خیلی از شاخصه‌ها و ارکان سنت نبوی در عملکرد و رفتار سپاه دیده می‌شود.


 

به گزارش خبرگزاری فارس، پایگاه خبری تحلیلی ایران‌رو در مطلبی با عنوان عربستان قبر خود را می‌کند، چنین نوشت: برای درک بهتر علل شکست ابتکار جدید ضد ایرانی عربستان سعودی که در اجلاس اخیر شورای همکاری کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در کویت به تاریخ 11 دسامبر مطرح شد، کافی است به تحولات دو سال پیش نگاهی بیاندازیم. در اجلاس اخیر شورا، پیشنهاد ریاض مبنی بر تبدیل اتحادیه اقتصادی به ائتلاف نظامی علناً و بی چون و چرا تنها با استقبال بحرین روبرو شد در حالی که اعضای دیگر شورا در عمل از پذیرش آن طفره رفتند (فقط یک فرماندهی مشترک نظامی بدون نیروهای مسلح مشترک تشکیل شد). یادآوری می شود که دو سال پیش در ماه دسامبر سال 2011 ملک عبدالله طرح تشکیل اتحادیه نظامی – سیاسی توسط شش کشور عضو شورا را اعلام کرده و در سخنان خود در اجلاس سران شورا این ابتکار را به عنوان پاسخ به «تهدید فزاینده» ایرانی توجیه کرد که حکام عربستان سعودی همیشه از آن دم می زدند.

این پایگاه خبری در ادامه می افزاید: عربستان سعودی به طور موازی پیشنهاد کرد که دو پادشاهی سنی عربی اردن و مراکش نیز به عضویت شورای همکاری جلب شوند که از آنجا معلوم گردید که طرح اتحادیه نظامی – سیاسی قبل از همه به عنوان وسیله پیشگیری از سرنگونی پادشاهی های موروثی حاشیه خلیج فارس و عوض شدن آنها با رژیم های انتخابی جمهوری خواه در نظر گرفته شده بود. برای ریاض مهم نبود که در حالی که پادشاهی هاشمی با عربستان سعودی مرز مشترک دارد، مراکش در فاصله هزارها کیلومتر از خلیج فارس واقع شده است. این نکته برای ریاض مهم نبود زیرا این اقدام غیر عادی به عربستان  اجازه می داد ائتلاف پادشاهی های موروثی عربی را تشکیل دهد که بر پیمان نظامی – سیاسی پیشنهادی کشور سعودی متکی شود.

ایران‌رو در ادامه با اشاره به وحشت عربستان از قدرت شیعیان به ویژه در بحرین و استان الشرقیه عربستان تصریح می‌کند: بسیاری از شیعیان بحرین متوجه می شوند که باید به مبارزه خود ادامه دهند که همانطور که می توان فرض کرد، دربرگیرنده اعتراضات هم صلح آمیز و هم قهری خواهد شد. «خردمندی» استراتژیست های سعودی برای آنها چاره ای نگذاشته است. ریاض نباید فراموش کند که شیعیان اکثریت جمعیت استان شرقی عربستان سعودی را تشکیل می دهند که در سی کیلومتری بحرین در ساحل آب های کم عمق خلیج فارس واقع شده است که همانجا تقریباً تمام نفت عربستان سعودی تولید می شود. شیعیان محلی به سرکوب مسلحانه ناآرامی ها در بحرین واکنش خشمگینانه ای از خود نشان داده و تظاهرات زیادی بر پا کردند که در جریان آنها چند نفر به دست پلیس و نیروهای امنیتی کشته شدند. ضمانتی نیست که شیعیان بحرین و استان شرقی زمانی علیه تبعیض از سوی سنی ها و وهابیون اقدام نکنند که عواقب این امر برای رژیم های سعودی و رژیم های عربستانی دیگر بسیار سخت خواهد بود.

این پایگاه خبری با اشاره به وحشت فزاینده ریاض که از ایران گرفته تا بحرین را شامل می‌شود و اکنون به عراق رسیده گزارش داد: عربستان سعودی در همین شرایط سعی می کند پیمان نظامی خود را تشکیل دهد. ریاض آن را به عنوان ائتلاف نه تنها ضد ایرانی بلکه ضد عراقی هم طراحی می کند چرا که اعتقاد دارد که عراق نیرومند نفتی با جمعیت بزرگ و نیروهای مسلح بزرگ خود که شیعیان دو سوم آن را تشکیل می دهند، نیز امنیت عربستان سعودی را تهدید می کند. در این شرایط سرویس های ویژه سعودی صدها میلیون دلار به تحریک فعالیت های ضد حکومتی سازمان های تندرو سنی علیه دولت شیعه بغداد تزریق می کنند. آنها ظاهراً می فهمند که مردم عراق هرگز فراموش نخواهند کرد که عربستان سعودی طی سال های زیادی سعی می کرد همسایه شمالی خود را تضعیف کرده و در صورت امکان آن را به قسمت های قومی و مذهبی تجزیه نماید. بعید است که عراقی ها از خیر این جنایت سعودی بگذرند. اگر عراق و ایران بر اساس مقابله با یورش تجاوزکارانه وهابی – سنی به آنها متحد شوند، کار عربستان سعودی زار خواهد بود. عربستان جنگ سوریه را در عمل باخته است. و حالا حکام سعودی در میان پادشاهی های عربستانی با نظام سیاسی مشابه دنبال متحدان می گردند و حاضرند حتی به معامله با اسراییل تن دهند.

ولی بعید است که این تلاش ها به جایی برسد، به ویژه در شرایطی که ایالات متحده در برخورد خود با کشورهایی بازنگری می کند که به تندروان اسلامی و تروریست های القاعده و سازمان های افراطی دیگر متکی شده اند. در روزهای اخیر در عراق جنگ شدیدی بین نیروهای تروریستی مخفی سنی که از آل سعود پول می گیرند و نیروهای دولت مرکزی گسترش می یابد. نه تنها ادوات زرهی بلکه نیروی هوایی به سرکوب شبه نظامیان چهار استان سنی نشین قسمت های غربی و مرکزی عراق ارسال شده است. با وجود اینکه نیروهای دولتی تلفات زیادی متحمل می شوند (حتی ژنرال فرمانده لشگر هفتم که به نوری المالکی نخست وزیر عراق نزدیک است، جدیداً جان باخت)، تا کنون بسیاری از کانون های فعالیت دسته های تروریست ها نابود شده اند.

این پایگاه روس در ادامه تاکید می‌کند که در حال حاضر نبرد های اساسی رویارویی شیعه و سنی که توسط وهابیون عربستان سعودی تحریک می شود، از سوریه به عراق منتقل شده است و باید همانجا خاتمه یابد که تنها قلع و قمع شدن افراطیون و تروریست هایی که توسط ریاض پرورش داده می شوند، فرجام این تحولات خواهد بود، مگر اینکه عربستان سعودی دست به خودکشی زده و تجاوز به ایران همراه با اسراییل را تحریک کند. در این صورت تمام نقشه ژئوپلتیکی دوباره بریده و دوخته خواهد شد و خود عربستان سعودی به چند شبه دولت تجزیه شده و شیعیان عربستان مانند شیعیان بحرین زمام امور را به دست خواهند آورد.


 

به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس، آنچه می خوانید بخش دوم گفت و گوی روزنامه کیهان با همسر و دختر شهید حاج حسن طهرانی مقدم است:

* در مسائل سیاسی موضع شان چطور بود خصوصا در سالهای اخیر ؟

همسرشهید: اوجش در فتنه 88 بود. حاج حسن اعتقاد داشت هر آن چیزی که در مسائل سیاسی اتفاق می‌افتد باید از مقام معظم رهبری تبعیت کنیم و کسی که مرادش رهبری باشد با گوش دادن دقیق به صحبت‌های آقا آن چیزی که باید بگیرد، می‌گیرد. قضیه فتنه 88 دائم با فامیل و بستگان خصوصا جوان‌هاصحبت می‌کردند ومی گفتند همه رفتنی هستند، هیچ کس نمی‌ماند، شما ببینید آقا چه می‌گویند. دقیق صحبت های ایشان را گوش دهید. تکیه‌گاهشان رهبر معظم انقلاب بود. من در 28 سالی که با ایشان زندگی کردم هرگز ندیدم از هیچ فرد خاص، گروه خاص و حزب خاصی دفاع کنند. می‌گفتند همه لغزش دارند. بالاخره مال دنیا یقه افراد را می‌گیرد همه امتحان پس می‌دهند. شما فقط مقام معظم رهبری را ببینید که چه می‌گویند. ملاقات‌های خصوصی هم با رهبری داشتند. بعضی روزها آن قدر خوشحال می شدند که ما کاملا حس می‌کردیم و وقتی سؤال می‌کردیم می‌گفت امروز با آقا ملاقات داشتم.

* پس زیاد می‌رفتند خدمت آقا ؟

همسر شهید: هر وقت که نیاز بود. کسی نبود که وقت آقا را بگیرد. مثبت نگر بود. جایگاه رهبری طوری ست که همه می‌روند منفی‌ها را می‌گویند و گله‌گذاری کنند، یا دنبال حل مشکلی هستن اما ایشان می‌گفتند من وقتی آقا را ملاقات می کنم که دستم پر باشد، باید ایشان را خوشحال کنم. چون ایشان مشکلات و سختی ها را می‌داند، هنر آن است که من با دست پر خدمت ایشان برسم. یعنی اگر دست پر نبودند، نمی رفتند ملاقات. من ندیدم در این چند سال که حاج حسن گله ای از جایی داشته باشد و برود این گله را به رهبری کند.

دختر شهید: خیلی هم می رفتند پشت سر ایشان به آقا می‌گفتند. ما بعد از شهادتشان متوجه شدیم. خیلی‌ها بودند که نمی توانستند این سرعت و پیشرفت را از ایشان ببینند و حتی ...

همسرشهید: حالا این حرف ها گفتن ندارد ...متاسفانه بعضی آدمها که می خواستند سریع به جایی برسند جلو راهش سنگ می‌انداختند.


ادامه مطلب

ملّت برگزیده خداوند مائیم و لذا براى ما حیوانات انسانى خلق کرده است زیرا خدا مى‏دانست که ما احتیاج به دو قسم حیوان داریم، یکى حیوانات بى‏شعور مانند بهائم و حیوانات غیر ناطقه و دیگرى حیوانات ناطقه و با شعور مانند مسیحیان و مسلمانان و بودائیان و براى آنکه بتوانیم از همه آنها به اصطلاح سوارى بگیریم، خداوند ما را در جهان متفرق ساخته است و لهذا ما باید دخترهاى زیبا و خوشگل خود را به پادشاهان و وزرا و شخصیّتهاى برجسته یهود به تزویج در آوریم، تا بوسیله آنها بر حکومتهاى جهان، تسلط داشته باشیم!

سایت یهود نت در مورد محتوای کتاب تلمود که نزد یهودیان مقدس است به نقل از کتاب (خطرالیهودیة العالمیة) تألیف عبدالله التل اقتباس شده که او نیز از کتاب (الکنزالمرصود فى قواعد التلمود) تألیف دکتر رو هلبخ ترجمه یوسف نصرالله، چاپ بغداد1899 م، مطلب فوق را نقل مى‏نماید:

ملاحظات:  بر اساس همین دستورالعمل مادر یهودی ادواردو با پدر ثروتمند مسیحی ادواردو ازدواج کرد.

بر اساس دستورالعمل دیگری از تلمود «کسانى که مرتد شوند، اجنبى و اعدامشان لازم است مگر آن که براى خدعه به دیگران مرتد شده باشند». ادواردو آنیلی نیز که مسلمان شده بود بر این اساس باید اعدام می شد که شد.


ادواردو آنیلی (Edoardo Agnelli) فرزند ثروتمندترین خانواده ایتالیایی یك مسلمان شیعه بود.

پدر او سناتور جانی آنیلی (Gianni Agnelli) مرد ثروتمند و معروف ایتالیا، مدیر و سهامدار اصلی و صاحب كارخانجات اتومبیل سازی فیات (FIAT) و فراری (FERRARI)، باشگاه معروف فوتبال یوونتوس، بانكها و موسسات بیمه، چندین كارخانه و شركت تولیدی، تجاری و ... چندین شبكه رادیو تلویزیونی و مطبوعات و مجلات معروف و پرتیراژ ایتالیا و ...

و مادر او یك پرنسس یهودی است.

 در 24 آبان ماه 1379 در یك واقعه مشكوك در گذشت. انجمن اسلامی فارغ‌التحصیلان ایتالیا در ایران، در فردای شهادت او اعلام كردند كه او مسلمان و شیعه بوده و بر اثر توطئه صهیونیستها به شهادت رسیده است و روزنامه كیهان در همان روز آن را منعكس ساخت.

دكتر قدیری ابیانه كه در سال 1353 اولین انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی در ایتالیا را بنیانگذاری كرده و ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان رایزن مطبوعاتی جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا بوده و اولین ارتباط را با او داشته و از دوستان نزدیك و صمیمی او بوده است

خلاصه‌ای‌ از اظهارات او ذكر می‌گردد:
24 آبانماه سالروز شهادت ادواردو آنیلی تنها فرزند پسر سناتور آنیلی است


ادامه مطلب

سردار سیّد محمّد باقرزاده رئیس وقت بنیاد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس درباره چگونگی به خاک سپاری شهدای کهف الشهدا نوشته است:‌«بر آن بودیم که شهیدان را در این اطراف و در نقطه­ای از شهر به خاک بسپاریم، عدّه­ای در پی مخالفت برآمده و از مصاحبت با بهترین جوانان روزگار دریغ نمودند، چون این عدم مرافقت و موافقت دیده شد پژمرده و غمناک از این دوری و مهجوری، عزم جزم نموده تا با بهره جستن از کلام نورانی خدای رحمان، مزارشان را معین که تا قیامت محل رحمتی باشد برای بندگان، به قرآن پناه بردم، تفألی زدم که چنین هدایت فرمودند:

«وَإِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا یَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّـهَ فَأْوُوا إِلَى الْکَهْفِ یَنشُرْ لَکُمْ رَبُّکُم مِّن رَّحْمَتِهِ وَیُهَیِّئْ لَکُم مِّنْ أَمْرِکُم مِّرْفَقًا(16)» سوره کهف

« و آنگاه که از آنان و آنچه غیر از خدا می­پرستند کناره گرفتید پس به غار پناهنده شوید تا پروردگارتان از رحمت خودش برای شما منتشر کند و برای شما از کارتان وسیله راحتی فراهم می­سازد!»

 

بار دیگر سرّ آن را در تفألی به دیوان حافظ، این گونه دریافتم:

پس تقدیر الهی بر آن بود تا جوانمردان مخلص روزگار، در این غار که به اذن خدا از دوران کهن در دل کوه گشوده شده بود، بیارامند!

و آن هنگام که برای آرامش دل مومنان دل شکسته از هجرت شهیدان به کوه، رجوعی دوباره به قرآن شد، این چنین هدایت فرمودند:

«…وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِیِّ…(44)» سوره هود

« و کشتی بر کوه آرام گرفت»

و آنگاه سید و مقتدایمان درلیلة الرغائب(1428هجری قمری/ 1386 هجری شمسی) به زیارت آسمانی­ها شتافت».


ادعاهای عجیب نخست وزیر رژیم صهیونیستی، این روزها بحث اول کاربران ایرانی شبکه های اجتماعی است.«بنیامین نتانیاهو» در گفتگویی که شنبه شب از تلویزیون بی بی سی فارسی پخش شد، با تکرار ادعاهای خود درباره ایران، در اظهار نظری عجیب گفت:« من فکر می‌کنم اگر مردم ایران آزاد بودند، شلوار جین می‌پوشیدند، به موسیقی غربی گوش می‌دادند و انتخاباتی آزاد داشتند.»


همین ادعای مضحک کافی بود تا کاربران ایرانی فیس بوک و توئیتر، واکنش های قابل تامل و بامزه ای به این سخنان نخست وزیر رژیم صهیونیستی نشان دهند.

بخشی از واکنش های جالب ایرانی ها در شبکه های اجتماعی را بخوانید و ببینید:

     این نتانیاهو که آزادی رو در حد شلوارلی می دونه، باید یه بار بهش شلوارکردی بدیم تا با تمام وجود حس آزادی و رهایی رو درک کنه !

    «اگر شلوارجین پوشیدن چیزی را تغییر می داد اکنون نمی گذاشتند شما شلوارجین بپوشید.» (متن اصلاحیه سخنان نتانیاهو بعد از فهمیدن گاف خفنش )


ادامه مطلب

به گزارش حامیان سپاه قدس؛ نشریه آمریکایی نیویورکر در مقاله‌ای به بررسی نقش سردار قاسم سلیمانی،‌ فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، در تحولات خاورمیانه و نیز ویژگی‌های شخصی وی پرداخته است.دکستر فیلکینز می‌نویسد:‌ سردار سلیمانی ۱۵ سال پیش هدایت نیروهای قدس را به‌عهده گرفت و از آن زمان تاکنون وی در تلاش است تا وضعیت خاورمیانه را به‌نفع ایران تغییر دهد… . وزارت خزانه‌داری آمریکا وی را به‌علت نقشی که در حمایت از اسد ایفا می‌کند، در لیست تحریم‌ها قرار داده است.

نویسنده سپس به نقل قولی از جان ماگوئیر، مأمور سابق سازمان سیا در عراق، اشاره می‌کند: “سلیمانی قدرتمندترین مأمور در خاورمیانه است اما هیچ‌کس از او چیزی نشنیده است”.

فیلکینز سردار سلیمانی را چنین توصیف می‌کند: وقتی سلیمانی در مجامع عمومی ظاهر می‌شود زیاد خود را در معرض دید قرار نداده به‌ندرت با صدای بلند صحبت می‌کند، و رفتاری از خود نشان می‌دهد که عرب‌ها از آن تعبیر به “خلب” می‌کنند که به‌معنای کاریزمای پنهانی است.

یکی از مقامات ارشد عراقی به نگارنده گفت: “زمانی که ۱۰ نفر در اتاق حضور دارند و سلیمانی وارد می‌شود جلو آمده کنار شما نمی‌نشیند. وی به‌آرامی در آن طرف اتاق به‌تنهایی می‌نشیند. او صحبتی نکرده و اظهارنظری نمی‌کند. تنها می‌نشیند و گوش می‌کند. و البته در این لحظه همه تنها درباره او می‌اندیشند”.

سلیمانی علاقه خاصی نسبت به سربازان شهید داشته و اغلب با خانواده‌های آنها دیدار می‌کند. وی در مصاحبه‌ای با یکی از رسانه‌های ایرانی گفته بود: “زمانی که فرزندان شهیدان را می‌بینم می‌خواهم که آنها را ببویم و از خود بی‌خود می‌شوم”.

منبع:تسنیم


ادامه مطلب

حمله ارتش عراق در حالی صورت گرفت که بخش عمده‌ای از قوای ایران در پادگان‌های خود در خارج از مرزها بسر می‌بردند.در این مرحله از جنگ که از بعد از ظهر روز 31 شهریور 1359 تا 26 آبان ماه 1359 به طول انجامید، ارتش بعثی عراق توانست شهرهای خرمشهر، بستان، سوسنگرد، هویزه، دهلران، قصر شیرین و نفت شهر را به تصرف خود درآورد. همچنین قوای بعثی عراق توانستند تا دیوارهای جنوبی شهر اهواز جلو آمده، آبادان را محاصره نموده و خود را به دیواره‌های شهر شوش رسانده و جاده اندیمشک ـ اهواز را زیر آتش خود بگیرد. در این مدت بیش از 15 هزار کیلومتر مترمربع به اشغال قوای نظامی عراق درآمد.

ارتش عراق قبل از حمله سراسری اطلاعات درست و قابل اعتمادی از چگونگی گسترش نیروهایی را و توانمندی رزمی آنها و نیز اطلاعاتی از وضعیت زمین و محورهای عملیاتی بدست آورده بود. ارتش عراق با استفاده از هواپیماهای گشتی شناسایی میگ 21 تصاویری از مناطقی که قرار بود به اشغال خود در آورد را دریافت کرده بود.16 راهبرد نظامی عراق، اشغال بخش‌های مهمی از استان خوزستان و بخصوص اشغال جزیره آبادان و نیز حاشیه نوار مرزی در غرب کشور بود. ارتش بعثی عراق در تلاش بود تا علاوه بر تسلط کامل بر اروندرود با تصرف ارتفاعات سرکوب در غرب کشور و نیز اشغال برخی از شهرها و مناطق عرب نشین خوزستان، دولت عراق را در رسیدن به اهداف سیاسی خود که حداقل آن تجدید نظر در قرارداد 1975 بود، یاری دهد.

اهداف عملیاتی، سازماندهی و محورهای اصلی تهاجم ارتش عراق
نیروی زمینی ارتش عراق لشکرهای خود را در سه قرارگاه سپاه برای هجوم به مرزهای ایران سازمان داده بود. دولت عراق در نظر داشت تا از طریق یک جنگ محدود و ضربتی و با وارد کردن عمده قوای خود به جبهة جنوب، استان خوزستان بویژه منطقه ساحلی شمال اروندرود را به اشغال کامل خود در آورد تا بتواند به اهداف سیاسی و ژئوپلتیک خود، دسترسی پیدا کند. تصور عراق این بود که با تشدید مناقشات بین امریکا و ایران، حمله ارتش بعثی به خاک ایران به مثابه یک شوک عظیم، موجبات تغییرات سیاسی در تهران خواهد شد. اما مقاومت قوای مسلح و مردم مناطق مرزی، موجب شد تا عراق نتواند طبق برنامه زمان بندی شده در سرزمین‌های ایران به پیشروی خود، ادامه دهد. گفته می‌شود عملیات نظامی عراق برای مدت یک تا دو هفته طرح‌ریزی شده بود. تصور ستاد فرماندهی عراق این بود که با «غافلگیری ایران» و با «نابسامانی موجود در نیروهای مسلح ایران» و همچنین «برتری قدرت نظامی ارتش بعثی»، می‌تواند ظرف این مدت به اهداف نظامی خود دست یابد. ارتش عراق، سه جبهه عمده در شمالغرب، غرب و جنوب برای جنگ با ایران گشود و با کمک سه سپاه، عملیات زمینی خود را از 5 محور اصلی به سوی خاک ایران آغاز کرد. سپاه یکم شامل 2 لشکر 7، و 11( ـ ) و تعدادی تیپ‌های گارد مرزی بود که عمدتاً لشکرهای پیاده کوهستانی بودند. منطقه عملیات این سپاه در شمال غرب کشور از حاج عمران تا تنگه باویسی بود. هدف عراق در جبهة شمال غرب درگیر نگه داشتن یگان‌های ایران در آن ناحیه بود.


ادامه مطلب

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ارتش عراق خود را برای آغاز جنگ با ایران آماده می‌کرد. بدین منظور رئیس‌جمهور عراق تصفیه در درون حزب بعث را آغاز و مخالفین درون کشور را به شدت سرکوب نمود تا پس از آغاز جنگ هیچگونه نگرانی از اوضاع سیاسی داخلی کشور نداشته باشد.به هر حال با به قدرت رسیدن صدام در حزب بعث، زمینه برای تشدید واگرایی و اختلافات با ایران، فراهم شد و در نهایت خصوصیات و ویژگی‌های شخصیتی صدام حسین، عراق را به جنگ با ایران کشانید. محاسبات دولت عراق این بود که با توجه به شرایط نابسامان ایران در عرصة داخلی و فضای مساعد بین‌المللی و همچنین توسعة قدرت نظامی ارتش عراق، این کشور با سرعت و به آسانی به اهداف خود در جنگ دست خواهد یافت.

2 ـ عدم حساسیت قدرت‌های حاکم بر جهان نسبت به بروز جنگ
در هنگامی که جنگ بر ایران تحمیل شد، جمهوری اسلامی در وضعیت مطلوبی از نظر بین‌المللی بسر نمی‌برد. پس از اشغال سفارت آمریکا در تهران در 13 آبان سال 1358 و عدم توانایی این کشور نسبت به رها‌سازی گروگان‌ها، ایالات متحده روابط خود با ایران را در 19 فروردین ماه 1359 قطع کرد. پس از این ماجرا، آمریکا برای اولین بار پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران را تحریم اقتصادی نمود.

با این تحریم، فروش تجهیزات نظامی به ایران ممنوع شد و 12 میلیارد دلار از دارایی‌های دولت ایران در آمریکا بلوکه و مبادلات تجاری با ایران ممنوع گردید. همچنین نیروهای ویژة آمریکا در روز 5/2/1359 به صورت مخفیانه با تعدادی هواپیما و بالگرد نظامی وارد ایران شدند تا گروگان‌های سفارت را رها سازند که با طوفان شن در اطراف طبس برخورد کردند و با دادن تلفات سنگین شکست خوردند. همچنین واکنش منفی ایران نسبت به اشغال افغانستان هم موجب ناخشنودی شوروی نسبت به ایران شده بود.چنین وضعیتی موجب شده بود که هیچ حساسیتی از سوی دو قدرت حاکم بر جهان نسبت به تحمیل جنگ بر ایران وجود نداشته باشد زیرا آن را به ضرر منافع خود ارزیابی نمی‌کردند. بنابراین عراق به دلیل تخاصم قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای با انقلاب اسلامی، شرایط را برای تهاجم نظامی به ایران مناسب ارزیابی می‌کرد


ادامه مطلب

به نظر می‌رسد پس از قطع رابطة آمریکا با ایران در اوایل سال 1359، امام خمینی(ره) احتمال حملة عراق به ایران را می‌داده‌اند ولی از کمّ و کیف آن، مطلع نبودند.ایشان در سخنرانی خود در 28/1/1359 می‌فرمایند:«.... این لشکری که الآن سرنیزه را کشیده‌اند و توپ و تانک‌ها را کشیده‌اند و با مردم مخالفت می‌کنند یا آمده‌اند با ایران که یک مملکت اسلامی است دارند جنگ می‌خواهند بکنند یا هجوم می‌خواهند بکنند، این جنگ با اسلام است. جنگ با قرآن است. جنگ با رسول‌الله است. ارتش عراق حاضر است که با رسول‌الله جنگ کند؟ با قرآن جنگ بکند؟ ایران الآن مملکت رسول‌الله است. ایران الآن نهضت اسلامی است.

مملکت اسلامی است و قانون اسلامی است. حکومت اسلامی است.... چرا عشایر عرب نشسته‌اند و نگاه می‌کنند و اینها به برادرانشان تعدی می‌کنند و فوج فوج جوان‌ها را اینها می‌کشند در سیاه چالها؟.... نمی‌دانند که اگر اینها بخواهند تعدی به ایران بکنند، ایران خردشان می‌کند و تا بغداد می‌رود.... صاحب منصب‌های خوب ما داریم در عراق، صاحب منصب‌های صحیح و متدین هستند. خود آنها کودتا کنند و این را از بین ببرند و حرام است بر آنها که یک قدم دنبال این شخص لعین باشند و باید قیام کنند بر ضد او و مملکت خودشان را اسلامی کنند4...»

با بررسی بیانات امام خمینی، به نظر می‌رسد ایشان انتظار بروز حادثه و اتفاقی در ارتش عراق را داشته‌اند که نظامیان عراقی علیه صدام دست به اقدامی زده و عملاً امکان حمله به ایران وجود نداشته باشد. به هر حال می‌توان گفت که ایران انتظار یک جنگ سراسری و تمام عیار را از سوی رژیم بعثی عراق نداشته است و با توجه به شرایط و فضای موجود در کشور، کسی از مقامات و مسئولین، بروز جنگی گسترده را پیش بینی نمی‌کرد. گفته می‌شود چهار ماه قبل از آغاز جنگ، ستاد مشترک ارتش، طرحی را برای مقابله با تهاجم احتمالی عراق تهیه و به نیروها ابلاغ می‌نماید. بر این اساس، نیروی زمینی در طرحی آفندی که از سابق به نام ابومسلم وجود داشت و اهداف آن بصره، بغداد و کرکوک بود، تجدید نظر نمود و طرح پدافندی ابوذر را تهیه کرد.در شروع جنگ به علت تغییر عمده‌ای که در اوضاع منطقه به وجود آمده بود و نیز دگرگونی در ساختار و گسترش واحدهای منظور شده در طرح ابوذر، این طرح دیگر قابل اجرا نبود5.


ادامه مطلب

جنگ هشت سالة عراق با ایران، عظیم‌ترین حادثه و تجربه امنیت ملی جمهوری اسلامی از بدو تأسیس تاکنون و یکی از مهم‌ترین وقایع تاریخ گذشتة سرزمین ایران است.این جنگ در بعد از ظهر روز 31 شهریور سال 1359 با تهاجم قوای زمینی و با پشتیبانی نیروی هوایی عراق آغاز شد. در جریان جنگ بخش‌های زیادی از خاک ایران در استان‌های خوزستان، ایلام، کرمانشاه و سایر نواحی مرزی به اشغال ارتش عراق درآمد. جنگ به مدت 2888 روز طول کشید و در مجموع نزدیک به 450 هزار نفر کشته، حدود 5/1 میلیون نفر مجروح، حدود 2 میلیون آواره و بیش از 90 هزار اسیر و افزون بر 200 میلیارد دلار هزینه و 1500 میلیارد دلار خسارت برای طرفین داشته است.در نهایت جنگ در 29 مرداد ماه 1367 با به اجرا گذاشتن قطعنامة 598 سازمان ملل به پایان رسید.

بدیهی است که صحنة جنگ، میدان رویارویی و مواجهة راهبرد‌ها، افکار، تاکتیک‌ها و ارادة مسئولین، مقامات و فرماندهان دو طرف درگیری است. در واقع این تفکرات و طرح‌های نظامی و عملیاتی طرفین است که با هم می‌جنگند و به زورآزمایی می‌پردازند. تدبیر هوشمندانه، اندیشه و تفکر برتر است که راهبردهای مناسب و تاکتیک‌های مؤثر را خلق می‌کند. وجود، تهیه و تأمین مستمر جنگ‌افزارها، تسلیحات، تجهیزات و نیروی انسانی کافی در جنگ بسیار تعیین‌کننده است ولی بدون اتکا به خداوند بزرگ و برنامه‌ریزی درست، طرح‌ریزی مناسب و فرماندهی فهیم و مقتدر، این امکانات نه تنها پیروزی به بار نمی‌آورند بلکه فقط به ابزاری برای پذیرش تلفات بیشتر تبدیل می‌گردند.

گرچه جنگ، پدیدة خوبی نیست و انسان‌ها همیشه از بروز آن اجتناب می‌ورزند و متنفرند ولی جنگ‌ها همیشه همزاد بشر زیسته‌اند و همواره یکی از منابع پر ارزش تجربه در طول تاریخ جهان بوده اند.معمولاً جنگ‌ها علاوه بر زیان‌ها، ضایعات و خسارات فراوان، دستاوردها وثمراتی نیز به همراه خود دارند. خداوند در قرآن مجید می‌فرماید: کُتِبَ عَلَیْکُمُ اْلقِتالْ وَ هُوَ کُرهَ لَکُمْ وَ عَسی اَنْ تَکْرَهُوَا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرَ لَکُمْ1 جنگیدن بر شما نوشته شد در حالی که برای شما ناخوشایند است و چه بسا چیزی را ناگوار شمارید در حالی که برای شما خیر است. وقایع و حوادث دوران جنگ هشت ساله هم علاوه بر یادآوری خاطرة تلخ، ناگوارو رنج آور تهاجم قوای ارتش عراق به خاک ایران، دستاوردهای ارزشمند و ماندگاری را ازخود بر جای گذاشته است. امام خمینی(ره) در این باره در 12/1/1361 می‌نویسند: «هرچند جنگ و دفاع از حق و میهن، زحمت‌ها و خسارت‌ها دارد و جوانان پر ارزش را از ما گرفت و جنگ زدگان مظلومی را آواره و بی‌خانمان کرد لکن به خواست خدای منان محتوای پر عظمت و شکوهمندی داشت.


ادامه مطلب

احمد شاه مسعود از فرماندهان شجاع افغان است که در سال 1380 خورشیدی توسط گروه القاعده در افغانستان به شهادت رسید.

احمد شاه مسعود از معروف‌ترین شخصیت‌های جهادی افغانستان است که جنگ‌های کم نظیری در دره پنجشیر با نیروهای متجاوز شوروی و طالبان داشت.

محمدحسین جعفریان، شاعر و مستندساز کشورمان که در طول 2 دهه متمادی بارها به افغانستان سفر کرده، از جمله کسانی است که بیش از یکماه به صورت شبانه‌روزی در کنار احمد شاه مسعود بوده است و تمام حوادث و رفتارهای او را در فیلم مستند «حماسه ناتمام» به ثبت رسانده است.

فارس: شما از حدود 20 سال پیش تاکنون چندین بار به افغانستان سفر کرده‌اید و در یکی از سفرهای خود بیش از یکماه شبانه‌روز در کنار احمد شاه مسعود بوده‌اید، از خاطرات آن شب و روزها برای ما بگویید؟

جعفریان: من در دهکده کوچکی در شمال افغانستان خدمت ایشان رسیدم، در زمانی که طالبان قریب به 90 درصد خاک افغانستان را در اختیار داشت و بخش محدودی در دست مسعود باقی مانده بود و تنها فرمانده‌ای بود که به طور جدی با آنان می‌جنگید، من چند شبانه روز برای ساخت سریال مستند «حماسه ناتمام» در کنار او بودم. 

مسعود ویژگی‌های فروانی داشت و یکی ازخصوصیات اخلاقی او علی‌رغم آنکه خود فرمانده جنگ بود، باور قدرت فرهنگ در مقابل جنگ بود.

روزی در خط مقدم جنگ با طالبان بود و در حالی که عملیات را هدایت می‌کرد و این که توپخانه کدام قسمت را هدف بگیرد، ناگهان بحث ما در مورد شعر کلاسیک و سپید بالا گرفت، او خیلی از شعر سپید و شعر نو خوشش نمی‌آمد و من برایش دلایلی آوردم و نمونه‌هایی از شعرسپید افغانستان را خواندم و وی خیلی خوشش آمد و بحث خیلی جدی شد و در عین حال جنگ هم به شدت ادامه داشت و او باید عملیات را هدایت می‌کرد.

ژنرال‌ها و فرماندهان نظامی جمع بودند و مرتب اشاره می‌کردند و می‌گفتند: «بحث را تمام کن که «آمر صاحب» باید عملیات را هدایت کند، ولی آمر صاحب ادامه می‌داد و سؤال می‌پرسید و من پاسخ می‌دادم و این بحث تمام نمی‌شد.

عاقبت «ملا قربان» را که خیلی به مسعود نزدیک بود، متقاعد کردند به احمدشاه مسعود بگوید بحث را تمام کند، وی نزدیک ما آمد و گفت: آمر صاحب شما به فکر ادبیات هستید نه عملیات، قهرمان ملی افغانستان در پاسخ ملا قربان گفت: مگر نمی‌فهمی که کلکی (تمام) این عملیات از خاطر (برای) ادبیات است.

فارس: شما به عنوان یک ایرانی مدتی در کنار احمد شاه مسعود بودید، نظر او در مورد ایران و ایرانی‌ها چگونه بود؟

 


ادامه مطلب

شان آمریکا امروز به عنوان یک زور گیر بین المللی پایین آمده است.

وقتی به اوضاع منطقه می نگریم ، می بینیم پولدارهای منطقه که از قبل  چاههای نفتی و فروش روزانه دهها میلیون بشکه ای نفت،جیبشان پر است آمریکا را به عنوان یک قلدر و زورگیر منطقه و جهان استخدام کرده تا حال سوریه را بگیرد.

یاد کارخانه داران و پولداراهای بالا شهر می افتیم که فلانی را اجیر می کنند تا گردن فلانی یا کسی که چک اش  پول نمی شود را بشکنند.

امروز پولدارهایی مثل قطر ،امارات و عربستان و دریوزه ای مثل ترکیه با مهندسی اسرائیل ،آمریکا را همچون آلت دستی به جنگی که خود نیز به آن مایل نیست و به قولی بیشتر شکل حیثیتی یافته، درگیر می کنند و آمریکا که به قول استراتژیستهای خودشان در سراشیبی افول افتاده ،خواسته یا ناخواسته در این ورطه گرفتار آمده و به قولی خود،میخهای پایانی سقوط و انحطاط خویش را بر تابوت خود می کوبد.

ما ایرانیان که به نظر و اذعان استراتژیستها و  اتاق فکرهای آمریکایی تا سال 2030 به یک قدرت جهانی تبدیل خواهیم شد از این سقوط و تباهی غرب به رهبری آمریکا خوشحالیم.و یا به عبارتی ورود آمریکا به جنگ ضربه ای دیگر به اقتدار آنهاست ولی از مرگ و میر افراد بی گناهی  نگرانیم که در این معامله بین المللی خون و جان خویش را می بازند.

انشاءا... که جنگی در نگیرد و اگر این اتفاق افتاد ، با یاری حق و امدادهای غیبی به پیروزی جبهه حق بینجامد. 


اینجا داخل ایران اسلامی، آنها كه او را می‌شناسند، از حجب و تواضع و آرامش او می‌گویند، مردی كه برخلاف آنچه امریكایی‌ها می‌گویند، مرموز نیست.

هر قدر كه داخل ایران، او را كم می‌شناسند، خارج از این مرزهای جغرافیایی، قصه‌های حیرت‌آوری از او بر سر زبان‌هاست كه با آمیخته‌ای از راست و دروغ، شبحی ترسناك و هول انگیز از او ارائه می‌دهد كه گویی همه منافع امریكایی‌ها را در خاورمیانه به خطر انداخته است و جالب آنكه هر قدر آنها او را ترسناك‌تر و هول‌انگیزتر معرفی می‌كنند، اینجا داخل ایران اسلامی، آنها كه او را می‌شناسند، از حجب و تواضع و آرامش او می‌گویند، مردی كه برخلاف آنچه امریكایی‌ها می‌گویند، مرموز نیست.

هر قدر او آرام و بی‌سر و صدا می‌رود و می‌آید و كارهایش را انجام می‌دهد، بیرون از مرزهای جمهوری اسلامی در مورد او، یعنی سردار سرلشكر قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس ایران خیلی خبرها هست. آنها از او و سپاه تحت امرش می‌ترسند و همین ترس سرآغاز خبرهای بعدی است، آنها او را تروریست می‌خوانند، بارها و بارها تحریمش می‌كنند، به او اتهام دخالت در امور سایر كشورها را می‌زنند، او را فردی بسیار قدرتمند در عرصه سیاست خارجی جمهوری اسلامی در خاورمیانه توصیف می‌كنند، او را متهم پرونده ترور رفیق حریری می‌دانند و سرانجام آنكه، آنها در كنگره امریكا، صریحاً و رسماً پیشنهاد ترور او را می‌دهند! شاید تعجبی هم نباشد، آخر آنها از مبارزه با قاسم سلیمانی و نیروهایش ناتوان شده‌اند، به همین سادگی!

و این البته همه آن چیزی نیست كه در مورد او گفته می‌شود. روزنامه انگلیسی گاردین در مورد قاسم سلیمانی می‌نویسد: «حتی كسانی كه سلیمانی را دوست ندارند، او را فردی با هوش می‌دانند. بسیاری از مقامات امریكا كه این چند ساله را صرف متوقف كردن كار افراد وفادار به سلیمانی كرده‌اند، می‌گویند مایل هستند او را ببینند و معتقدند كه مبهوت كارهای او شده‌اند.»

شاید از سر همین بهت است كه یكی از مقامات بلندپایه ارتش امریكا عاجزانه می‌گوید: «من اگر او را ببینم، خیلی ساده از او خواهم پرسید كه از ما چه می‌خواهد؟!»

واقعیت آن است كه گرچه غربی‌ها او را ژنرال می‌نامند و او فرمانده یك نیروی نظامی است و امریكایی‌ها دوست دارند قبل از هر چیز او یك تروریست به نظر برسد كه فقط با عملیات‌های نظامی به اهدافش دست می‌یابد، اما خود نیز نمی‌توانند معترف نباشند كه او، بی‌آنكه وارد عرصه نظامی شود، از بعد سیاسی به پیروزی دست می‌یابد، اتفاقی كه او با تكیه بر ویژگی‌های اخلاقی‌اش و تكیه بر اصول انقلاب اسلامی كه منشأ منش رفتاری او نیز هست، رقم می‌زند، نه با تكیه بر قدرت نظامی‌اش.

روزنامه امریكایی «مك كلثی» در سی‌ام مارس ۲۰۰۸ گزارش داده بود: «سلیمانی برای توقف درگیری‌ها میان نیروهای امنیتی عراق كه بیشترشان شیعه هستند و نیروهای رادیكال مقتدی صدر در شهر بصره، پا در میانی كرده است. . . یكی از نخستین و مهمترین پیروزی‌های سلیمانی بر امریكا در عراق، ایجاد برتری سیاسی بود، نه نظامی.

وی در ژانویه سال ۲۰۰۵، زمانی به عراق آمد كه عراقی‌ها برای نخستین بار پس از سقوط صدام حسین، به پای صندوق‌های رأی می‌رفتند. در حالی كه امریكا حمایت شدیدی از نخست‌وزیر شدن ایاد علاوی می‌كرد، سلیمانی فعالیت خود را در حمایت از شیعیان طرفدار ایران آغازكرد و به شدت به راهنمایی آنان برای پیروزی در انتخابات پرداخت. پس از انتخابات، بوش انگشت‌های رنگی مردم عراق را پیروزی بزرگی برای دمكراسی دانست، اما علاوی و متحدانش شكست خوردند.»

زلمای خلیل‌زاد، سفیر سابق امریكا در افغانستان نیز می‌گوید: «همان‌قدر كه مقامات امریكایی سلیمانی را به جنگ افروزی متهم می‌كنند، او در ایجاد صلح نیز برای رسیدن به اهدافش فعال بوده است. او در پایان دادن به درگیری‌های نیروهای مقتدی صدر و نیروهای عراقی در بصره، نقشی حیاتی داشت، تهدیدی كه می‌رفت ناآرامی‌های آن گسترش یافته و پیامدهای وخیمی به ویژه برای منابع نفتی عراق در پی داشته باشد.»

یكی از نمایندگان مجلس عراق كه از دستیاران ارشد نوری المالكی هم هست، درباره سردار سلیمانی می‌گوید: «او فقط یكبار در این هشت ساله به عراق آمده است. او فردی است كه آرام سخن می‌گوید و منطقی و بسیار مؤدب است. وقتی با او حرف می‌زنید، بسیار ساده برخورد می‌كند. تا زمانی كه پشتوانه او را نشناسید، نمی‌دانید چه قدرتی دارد، هیچ كسی نمی‌تواند با او بجنگد.»


قاسم سلیمانی آن گونه كه آنها در موردش نقل می‌كنند، بی‌محافظ و فقط با دو همراه، به عراق رفته و در منطقه حفاظت شده توسط امریكایی‌ها، موسوم به منطقه سبز حضور یافته و دیدارهایش را در كمال آرامش سروسامان داده و بعد به ایران بازگشته است!

خیلی فرقی نمی‌كند كه این ادعاها چقدر مستند است یا حتی چقدر می‌تواند صحیح باشد؛ همین مؤلفه‌ها و قصه‌های راست و دروغ دیگری كه از او می‌گویند، برای ذهن شهروندان غربی كه مقهور شانتاژهای رسانه‌ای دولت هایشان هستند، كفایت می‌كند تا به نمایندگان كنگره امریكا معترض نشوند كه چرا دور هم نشسته‌اید و با صراحتی باور نكردنی، پیشنهاد ترور می‌دهید!

 این ادعاها برای پروپیمان كردن پروژه ایران‌هراسی و به طور اخص، سپاه هراسی كفایت می‌كند؛ حتی اگر دلیلی بر درستی‌شان اقامه نشود! ذهن شهروند غربی، برای فریب چنین تبلیغاتی را خوردن، از مدت‌ها قبل آماده شده است. او به دیدن و شنیدن افسانه‌های هالیوودی عادت دارد!

ما اما به قصه‌های هالیوودی عادت نداریم، آرمان ما حقیقت اتفاقی است كه روز دهم محرم سال ۶۱ هجری در صحرای كربلا روی داده است. این است كه می‌گوییم كسی از آن جماعت امریكایی اگر توان ترور حاج قاسم سلیمانی را داشت، درنگ نمی‌كرد. این است كه در برابر پیشنهاد ترور او می‌گوییم: بسم الله اگر حریف مایی!

قاسم سلیمانی مرموز نیست اما فرمانده سپاه قدس ایران است و همین فرمانده سپاه قدس ایران بودنش، كافی است تا جماعت امریكایی از او بترسند و در توجیه این ترس خویش، او را به نحوی اغراق‌آمیز، ترسناك معرفی كنند. بر این جماعت حرجی هم نیست البته؛ چه آنكه آدم ترسیده، اگر نخواهد كه ترسو لقب بگیرد، باید علت ترس را ترسناك و ترسناك‌تر معرفی كند تا ترسش توجیه شود.

اینها، همه كه گفتیم، آن هم از قول آنهایی كه خارج مرزهای جمهوری اسلامی ایران هستند، تنها یك روی سكه بود؛ روی اشداء علی الكفار سردار قاسم سلیمانی؛ این روی سكه اما، در داخل مرزهای عقیدتی انقلاب اسلامی، او تمام قد سرباز ولایت است. از آن جنس آدم‌هایی كه مكلف به تكلیفند و همه حیاتش را از جوانی تاكنون، وقف نهضت حضرت روح الله كرده است. این روی سكه، او، رحماء بینهم است.

جنگ كه شد، قاسم سلیمانی جوان بنایی بود در كرمان؛ متولد اسفند ۱۳۳۶. سرش هم گرم كار خودش. جنگ كه شد، بنایی را همان جا رها كرد و راهی جبهه شد. كمی بعدتر، این جوان بسیجی فرمانده بسیجی‌های هم‌ولایتی‌اش شد و بعد‌تر لشكری از همین بسیجی‌های آفتاب سوخته كویر تشكیل داد كه شد لشكر ۴۱ ثارالله.

جنگ كه تمام شد، امنیت آن خطه كویری را كه مستعد جولان اشرار بود به او سپردند و هنوز هم، هر قدر او، میان مردم كشورش ناشناخته باشد، مردم سیستان و بلوچستان و كرمان خوب می‌دانند كه در آن سال‌های فرماندهی او، امن‌ترین دوران را گذرانده‌اند.

سال ۱۳۷۹، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، فرماندهی كل قوا، او را به تهران فراخواند و مسئولیت سپاه قدس را به او سپرد. مسئولیتی كه قاسم سلیمانی را به كابوسی در ذهن امریكایی‌ها بدل ساخت. كابوسی كه اگر دستشان برسد، خیلی زود، همچون عماد مغنیه ترورش خواهند كرد!

كابوسی كه همان قدر كه غربی‌ها را می‌ترساند، به جان ما، غروری مقدس می‌ریزد و اینها این روی سكه اوست، روی رحماء بینهم قاسم سلیمانی، فرماندهی با صلابت، با موهایی جوگندمی و بدنی لاغر و صورتی آفتاب سوخته و نگاهی محجوب و آرام. فرماندهی كه در میان هم‌ولایتی هایش و در مراسمات و مجالس‌شان، خیلی خاكی و خودمانی حضور دارد. فرماندهی كه اگر لباس نظامی تنش نباشد، كسی حدس هم نخواهد زد كه او یك فرمانده نظامی است. فرماندهی كه در خارج از مرزهای جمهوری اسلامی، بسیار شناخته شده‌تر از داخل مرزهاست.