هاشمی آمد .

با همه بگیر و ببندها و می آیم و نمی آیم بالاخره هاشمی در دقیقه 90 آمد .

جدای از تحلیلهای سیاسی امثال عبدی که آمدن  هاشمی را تقابل با باند دولت خوانده و آنرا توافقی نانوشته دانسته یا تحلیل شریعتمداری که هاشمی را بازیخورده خاتمی و باند اصلاحات برای حفظ حیات اصلاحات و عدم ضایع شدن و سیبل قرار دادن هاشمی تفسیر کرده باید به نکته ای جدای از بازیهای سیاسی پرداخت و آن کهولت سن هاشمی است .

هاشمی 80 ساله آن توان و قدرت گذشته را نداشت . او در روز ثبت نام دستهایش می لرزید و نفسش خوب بالا نمی آمد . او قرار است سکان مدیریت اجرایی کشور را به عهده گیرد و ریاست جمهوری با تشخیص مصلحت و خبرگان و شورای نگهبان و رهبری فرق می کند .

وظایف ریاست جمهوری و مسئولیت حقوقی آن که به شکل اتوماتیک عضو بسیاری از شوراها خواهد شد و شرکت در این جلسات (امنیت ملی،هیئت دولت،شورای عالی انقلاب فرهنگی ،تشخیص مصلحت و....)پذیرش سفرا ی کشورهای خارجی، شرکت در اجلاسها و نشستهای منطقه ای و بین المللی (اکو، کشورهای فارسی زبان، سازمان ملل و....) پذیرش روسای جمهور و بعضی وزرا و نمایندگان کشورها و... و مهمتر از همه اداره کشور و سرکشی به نقاط مختلف کشور و.... همه توان بدنی و جسمی را می طلبد که امروز هاشمی ندارد.

خود به خود نبود این توان یعنی واگذاری این مسئولیت به دیگران و افراد دست چندم در دولت که با شناختی که از اطرافیان آقای هاشمی وجود دارد ، اصلا قابل قبول و مورد اعتماد و خواست مردم نخواهد بود . بنظر می رسد در این اوضاع و احوال مناسبترین شکل حضور آقای هاشمی در مناظره ها و تبیین برنامه ها و خط مشی و انصراف به نفع یکی از حاضران توانمند در این کورس و همفکر با خود همچون عارف و روحانی است.

به هر حال باید منتظر بود و دید که این پیر سیاست ،انقلابی دهه 50، جنگجوی دهه 60، سردار سازندگی دهه 70، ساکت فعال دهه 80 در آخرین دهه زندگی سیاسی خود چگونه عمل خواهد کرد و پایان این دوره را با سرافرازی و اقتدار تمام می کند و یا با سپردن آبروی خود در دست دیگران ، تصویری دیگر از خود به نمایش می گذارد.