به نظر می‌رسد پس از قطع رابطة آمریکا با ایران در اوایل سال 1359، امام خمینی(ره) احتمال حملة عراق به ایران را می‌داده‌اند ولی از کمّ و کیف آن، مطلع نبودند.ایشان در سخنرانی خود در 28/1/1359 می‌فرمایند:«.... این لشکری که الآن سرنیزه را کشیده‌اند و توپ و تانک‌ها را کشیده‌اند و با مردم مخالفت می‌کنند یا آمده‌اند با ایران که یک مملکت اسلامی است دارند جنگ می‌خواهند بکنند یا هجوم می‌خواهند بکنند، این جنگ با اسلام است. جنگ با قرآن است. جنگ با رسول‌الله است. ارتش عراق حاضر است که با رسول‌الله جنگ کند؟ با قرآن جنگ بکند؟ ایران الآن مملکت رسول‌الله است. ایران الآن نهضت اسلامی است.

مملکت اسلامی است و قانون اسلامی است. حکومت اسلامی است.... چرا عشایر عرب نشسته‌اند و نگاه می‌کنند و اینها به برادرانشان تعدی می‌کنند و فوج فوج جوان‌ها را اینها می‌کشند در سیاه چالها؟.... نمی‌دانند که اگر اینها بخواهند تعدی به ایران بکنند، ایران خردشان می‌کند و تا بغداد می‌رود.... صاحب منصب‌های خوب ما داریم در عراق، صاحب منصب‌های صحیح و متدین هستند. خود آنها کودتا کنند و این را از بین ببرند و حرام است بر آنها که یک قدم دنبال این شخص لعین باشند و باید قیام کنند بر ضد او و مملکت خودشان را اسلامی کنند4...»

با بررسی بیانات امام خمینی، به نظر می‌رسد ایشان انتظار بروز حادثه و اتفاقی در ارتش عراق را داشته‌اند که نظامیان عراقی علیه صدام دست به اقدامی زده و عملاً امکان حمله به ایران وجود نداشته باشد. به هر حال می‌توان گفت که ایران انتظار یک جنگ سراسری و تمام عیار را از سوی رژیم بعثی عراق نداشته است و با توجه به شرایط و فضای موجود در کشور، کسی از مقامات و مسئولین، بروز جنگی گسترده را پیش بینی نمی‌کرد. گفته می‌شود چهار ماه قبل از آغاز جنگ، ستاد مشترک ارتش، طرحی را برای مقابله با تهاجم احتمالی عراق تهیه و به نیروها ابلاغ می‌نماید. بر این اساس، نیروی زمینی در طرحی آفندی که از سابق به نام ابومسلم وجود داشت و اهداف آن بصره، بغداد و کرکوک بود، تجدید نظر نمود و طرح پدافندی ابوذر را تهیه کرد.در شروع جنگ به علت تغییر عمده‌ای که در اوضاع منطقه به وجود آمده بود و نیز دگرگونی در ساختار و گسترش واحدهای منظور شده در طرح ابوذر، این طرح دیگر قابل اجرا نبود5.

نیروی هوایی نیز طرحی به نام شبح 3 آماده کرده بود ولی این دو نیرو عملاً نتوانستند این طرح‌ها را به مورد اجرا بگذارند. البته طرح پدافندی ابوذر در 20 شهریور ماه 1359 به دستور رزمی تبدیل شد و توسط لشکرهای 81 و 92 زرهی با اعزام گروه‌های رزمی از سایر یگان‌ها و تیپ‌های مستقل مورد مطالعه قرار گرفت6. به هر حال با این که قبل از آغاز جنگ، قرائن و شواهد آمادگی ارتش عراق برای یک تهاجم گسترده به خاک ایران، تا حدودی قابل مشاهده و ارزیابی بود ولیکن یگان‌های ارتش به طور کامل در مرزهای غربی کشور استقرار نیافتند و پس از آغاز جنگ نیز، مدتی زمان برد تا این یگان‌ها به طور کامل به مناطق جنگی اعزام گردند. بنابراین وضعیت آمادگی دفاعی و نظامی در کشور وجود نداشت. دولت هم در آن ایام در حال سازماندهی، بازسازی و ایجاد نیروهای مسلح متناسب با شرایط پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود. بنابراین می‌توان گفت که عامل «بازدارندگی» بین ایران و عراق از بین رفته بود.

در بدو شروع جنگ، گرچه درآمدهای نفتی ایران وضع مناسبی داشت ولی تولید نفت ایران نسبت به دو سال قبل از آغاز جنگ، کاهش یافته بود و تعاملات اقتصادی ایران نسبت به دوره رژیم گذشته تا حدود زیادی محدود شده بود. در چنین وضعیتی ایران دچار چالش‌های سیاسی با بسیاری از کشورهای جهان از جمله آمریکا، برخی از کشورهای اروپایی، شوروی و بعضی از کشورهای عربی خاورمیانه شده بود. پس ایران در شرایط قبل از آغاز جنگ، از نظر نظامی در وضعیت «نابسامان»، از نظر سیاسی «متشتت و دچار چنددستگی» و اختلافات داخلی، از نظر اقتصادی در حال «آشفتگی» و از نظر بین‌المللی نیز در شرایط «نسبتاً منزوی» بسر می‌برد. بنابراین عوامل متعددی موجب غافل‌گیری ایران در جنگ و عدم شناخت تهدید اصلی در سال 1359 شده است که می‌توان آنها را به این گونه برشمرد:

1ـ عدم وجود یک ستاد فهیم و فعال اطلاعاتی و نظامی در کشور

2ـ مشابهت‌سازی سابقة تاریخی درگیری‌ها با عراق به طوری که حداکثر اقدام عراق در حد درگیری‌های مرزی و اتفاقاتی نظیر آنچه در سال‌های 1348 و 1353 بین عراق و ایران رخ داده بود ارزیابی شده است.

3 ـ درگیر بودن ایران در مسائل ناشی از شکل دادن به نظام جدید پس از فروپاشی نظام شاهنشاهی

4 ـ توجه مقامات عالی کشور به مسائل و رقابت‌های سیاسی داخلی و نداشتن تجربة کشورداری از سوی انقلابیون

با پیروزی انقلاب اسلامی رقابت‌های سیاسی در کشور اوج گرفت و هر گروه یا جریان سیاسی برای کسب قدرت بیشتر به تکاپو افتاد. این امر موجب شد تا مسائل داخلی در صدر توجه مقامات و فعالان سیاسی قرار گیرد و کشور نتواند خود را برای مقابله به تهدید خارجی آماده کند. از سوی دیگر اقدامات ذیل از سوی گروه‌های مختلف تا قبل از آغاز جنگ صورت گرفت که عملاً موجب تضعیف قدرت ناشی از انقلاب شد.

الف ـ ترور بعضی از علمای تأثیر گذار و روحانیون پر نفوذ طرفدار امام خمینی(ره) مانند آیت‌الله مرتضی مطهری، آیت‌الله قاضی طباطبایی و...

ب ـ فعالیت و تبلیغات گسترده به منظور انحلال و نابودی ارتش

ج ـ توسعة اختلافات قومی و تلاش برای واگرایی اقوام ایرانی از یکدیگر

د ـ سعی در عدم تشکیل یک حکومت مردمی مقتدر مبتنی بر تفکر اسلامی و نیز مشکل‌آفرینی در جهت ایجاد بسترهای قانونی و تشکیل نهادهای موثر

و ـ تلاش برای انجام کودتا از سوی وفاداران به نظام شاهنشاهی در ارتش که به کودتای نوژه موسوم شد.

طبیعی است که اقدامات فوق می‌توانست به امنیت و ثبات سیاسی ایران، خلل وارد کرده و کشور را از حرکت سریع به سوی پیشرفت و توسعه و آمادگی رزمی باز دارد.

غافلگیری ایران موجب شد تا جمهوری اسلامی نتواند از ظرفیت‌های خود برای جلوگیری از آغاز جنگ استفاده کند. ایران می‌توانست با فراخواندن واحدهای نظامی خود به مناطق مرزی یک نوع بازدارندگی ایجاد نماید که چنین اقدامی صورت نگرفت. اکثر یگان‌های رزمی ایران از جمله لشکرهای 21، 16، 88 و 77 پس از شروع جنگ عازم مرزهای جنوبی و غربی کشور شدند.

علل بروز جنگ
علت‌های زیادی را می‌توان برای شروع جنگ از سوی عراق برشمرد که به مهمترین آنها اشاره می‌شود:

1 ـ احساس عراق از توانایی‌های خود

اصولا حزب بعث عراق معتقد به استفاده از زور و بکارگیری قدرت نظامی برای حل مشکلات داخلی و مسائل خارجی بوده است. سرکوب خشونت‌آمیز تمام مخالفین داخلی و نیز حمله به کویت درست دو سال پس از پایان جنگ با ایران نمونه‌هایی از این نوع رفتار و شیوة رفتاری حزب بعث به شمار می‌آید. عراق احساس می‌کرد که می‌تواند با بکارگیری ارتش از طریق برپایی یک جنگ تمام عیار، اختلافات خود با ایران را حل کند و از تکرار انقلاب اسلامی در عراق جلوگیری نماید.کنار گذاشتن حسن البکر و روی کار آمدن فرد قدرت‌طلبی مانند صدام حسین بر روحیة جاه طلبی دولت عراق افزود و این کشور را به طور دائم در حال جنگ با همسایگان و قدرت‌های بین‌المللی نگاه داشت.

عراق در آستانة جنگ تحمیلی دارای «ثبات سیاسی»، «ساختار یکپارچه» و «قدرت متمرکز استبدادی» با حاکمیت امنیتی و پلیسی در کشور و بدون نگرانی از یک تهدید خارجی بود. این کشور دارای یک پیمان دوستی و همکاری نظامی با اتحاد جماهیر شوروی بود و با کشورهای عضو بلوک شرق نیز مناسبات خوبی برقرار کرده بود. در همین حال عراق در تلاش برای کاستن از اتکا به شوروی و شروع به ایجاد روابط خوب با فرانسه بود. همچنین دولت عراق در حال نزدیک شدن به امریکا و برخی از کشورهای اروپایی و فاصله گرفتن از سوریه به دلیل رقابت‌های حزبی بود. حزب بعث در دوران حاکمیت بر عراق دارای اندیشه‌ای ضدشیعی و ضدایرانی بود و سعی در تهدید قلمداد نمودن انقلاب اسلامی و ایران داشت. این حزب احساس برتری جویی در جهان عرب داشت و در تلاش برای توسعه بخشیدن به قدرت عراق در جهان عرب بود.

*منابع و مراجع

4. صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی(ره)، جلد12، تهران، نشر عروج، 1378، ص/246.

5. گفتگوی نگارنده با سرتیپ عبدالحسین مفید

6. گفتگوی نگارنده با سرتیپ موسوی قویدل