پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ارتش عراق خود را برای آغاز جنگ با ایران آماده می‌کرد. بدین منظور رئیس‌جمهور عراق تصفیه در درون حزب بعث را آغاز و مخالفین درون کشور را به شدت سرکوب نمود تا پس از آغاز جنگ هیچگونه نگرانی از اوضاع سیاسی داخلی کشور نداشته باشد.به هر حال با به قدرت رسیدن صدام در حزب بعث، زمینه برای تشدید واگرایی و اختلافات با ایران، فراهم شد و در نهایت خصوصیات و ویژگی‌های شخصیتی صدام حسین، عراق را به جنگ با ایران کشانید. محاسبات دولت عراق این بود که با توجه به شرایط نابسامان ایران در عرصة داخلی و فضای مساعد بین‌المللی و همچنین توسعة قدرت نظامی ارتش عراق، این کشور با سرعت و به آسانی به اهداف خود در جنگ دست خواهد یافت.

2 ـ عدم حساسیت قدرت‌های حاکم بر جهان نسبت به بروز جنگ
در هنگامی که جنگ بر ایران تحمیل شد، جمهوری اسلامی در وضعیت مطلوبی از نظر بین‌المللی بسر نمی‌برد. پس از اشغال سفارت آمریکا در تهران در 13 آبان سال 1358 و عدم توانایی این کشور نسبت به رها‌سازی گروگان‌ها، ایالات متحده روابط خود با ایران را در 19 فروردین ماه 1359 قطع کرد. پس از این ماجرا، آمریکا برای اولین بار پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران را تحریم اقتصادی نمود.

با این تحریم، فروش تجهیزات نظامی به ایران ممنوع شد و 12 میلیارد دلار از دارایی‌های دولت ایران در آمریکا بلوکه و مبادلات تجاری با ایران ممنوع گردید. همچنین نیروهای ویژة آمریکا در روز 5/2/1359 به صورت مخفیانه با تعدادی هواپیما و بالگرد نظامی وارد ایران شدند تا گروگان‌های سفارت را رها سازند که با طوفان شن در اطراف طبس برخورد کردند و با دادن تلفات سنگین شکست خوردند. همچنین واکنش منفی ایران نسبت به اشغال افغانستان هم موجب ناخشنودی شوروی نسبت به ایران شده بود.چنین وضعیتی موجب شده بود که هیچ حساسیتی از سوی دو قدرت حاکم بر جهان نسبت به تحمیل جنگ بر ایران وجود نداشته باشد زیرا آن را به ضرر منافع خود ارزیابی نمی‌کردند. بنابراین عراق به دلیل تخاصم قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای با انقلاب اسلامی، شرایط را برای تهاجم نظامی به ایران مناسب ارزیابی می‌کرد

3 ـ تصور ضعف نظامی و سیاسی ایران
تهاجم نظامی ارتش عراق زمانی آغاز شد که ایران آمادگی ورود به یک جنگ تمام عیار را نداشت. ارتش در بحران مدیریت و فرماندهی به سر می‌برد و در حال تصفیه و بازسازی بود و رابطه اش با کشورهای پشتیبانی‌کننده و منابع لجستیکی اش قطع شده بود. فرماندهانی که برای ارتش انتخاب می‌شدند گرچه از بدنه ارتش بودند ولی با طرح‌های ارتش که در زمان شاه با همکاری مستشاران آمریکایی تهیه شده بود، آشنایی نداشتند و سیستم لجستیک ارتش را به خوبی نمی‌شناختند.7 سپاه پاسداران، تازه تشکیل شده بود و هنوز دارای ساختار نظامی و تجهیزات جنگی نبود. بسیج هم پس از اشغال سفارت آمریکا و تهدید نظامی ایران متولد شده بود و سازماندهی و آموزش و کمیت گسترده‌ای نداشت. در سطح تصمیم‌گیری ملی، اختلافات سیاسی گسترده‌ای وجود داشت که مدیریت کشور را فلج کرده بود. دولت شهید رجایی با رئیس‌جمهور در حال چالش و اختلاف شدید بود و بسیاری از وزرا از جمله وزیر امور خارجه و تعدادی از مدیران کشور هنوز تعیین نشده بودند. از سوی دیگر در برخی از استان‌های مرزی کشور درگیری‌های مسلحانه بین احزاب مورد حمایت عراق با مأمورین دولتی در جریان بود و بخشی از نیروهای سپاه و ارتش و ژاندارمری سرگرم برخورد با آنها بودند. طبیعی است که در چنین اوضاعی ایران خواستار جنگ نبود و آن را به ضرر خود می‌دانست و عراق این وضعیت را فرصت مناسبی برای خود تلقی می‌کرد.

آغاز جنگ با تهاجمات هوایی
تهاجم سراسری، علنی و رسمی عراق به ایران از ساعت 13:30 بعدازظهر روز 31 شهریور سال 1359، با حملات گسترده هوایی به 10 فرودگاه و پایگاه هوایی از جمله فرودگاه مهرآباد تهران آغاز گردید.8 رژیم صدام حسین با الهام از روش اسرائیل در جنگ با اعراب که هواپیماهای مصر و سوریه را در پایگاه‌های این دو کشور مورد حمله قرار داد، تاکتیک جنگی خود را اتخاذ کرد9. بمباران‌های هوایی، پیش نیاز حرکت واحدهای زمینی به سوی خاک ایران بودند. از سوی دیگر پرواز هواپیماها به منظور ایجاد پوشش هوایی برای درگیری‌های زمینی ضرورت داشت.

با شروع جنگ، نیروی هوایی ارتش بعثی عراق که دارای حدود 350 فروند جنگنده از انواع میگ، سوخو و توپولف بود، با 192 فروند هواپیمای جنگی10، در سه موج حملات متوالی، تهاجم شدید خود را به پایگاه‌های هوایی و فرودگاه‌های ایران با کمک بمب‌هایی که با چتر فرود می‌آمدند، آغاز نمود و اکثر باندهای پروازی کشور را مورد اصابت قرار داد. بجز یک هواپیمای بمب‌افکن سنگین توپولف 16 که در مرز منطقه سر پل ذهاب و شرق شهر قصر شیرین مورد اصابت قرار گرفت و سرنگون شد، سایر هواپیماهای عراق سالم به پایگاه‌های خود بازگشتند.11 معلوم نیست چرا پایگاه‌های موشکی‌هاگ ایران، که ستون فقرات قدرت دفاع هوایی ایران را تشکیل می‌داده است، در آن زمان فعال و آماده به جنگ نبوده‌اند.12 اگر آنها آماده به جنگ بودند بایستی تعداد زیادی از جنگنده‌های عراقی در همان تهاجم روز اول ساقط می‌شدند. حمله به پایگاه‌های هوایی و فرودگاه‌ها به منظور جلوگیری از فعال شدن نیروی هوایی ایران و عدم امکان پرواز جنگنده‌ها و نیز فراهم آوردن شرایط و امکان پشتیبانی واحدهای زمینی ارتش عراق که در حال پیشروی به سوی خاک ایران بودند، انجام شد.

در روز اول تهاجم هواپیماهای عراقی، بجز پایگاه‌های هوایی بندرعباس و کنارک و فرودگاه مشهد که به دلیل عدم توانایی نیروی هوایی عراق برای سوخت‌گیری هوایی بمباران نشد، سایر پایگاه‌های نیروی هوایی ارتش، مورد حمله جنگنده‌های عراقی قرار گرفتند. در حملات هوایی عراق، به هواپیماهای جنگی ایران آسیب چندانی وارد نشد و اثر روانی حملات هوایی ارتش عراق بیشتر از تأثیر واقعی آنها در غیر فعال کردن پایگاه‌های هوایی ایران، ارزیابی شده است. این حملات هوایی در روز دوم جنگ هم به بعضی از پایگاه‌های نیروی هوایی ایران از جمله پایگاه پنجم شکاری در تبریز ادامه یافت.13

تهاجم زمینی ارتش بعثی
پس از اتمام موج اول حملات هوایی به پایگاه‌های نیروی هوایی ایران و با شکسته شدن گرمای شدید هوای عراق در روز آخر تابستان و در شرایطی که هوای داغ این کشور به نسیم‌های آرام که برای تحرک نیروها و فعالیت تجهیزات موتوری زمینی و بویژه تانک‌ها و زره پوش‌ها مناسب می‌شد و روحیه نیروهای رزمی را افزایش می‌داد، تهاجم قوای زمینی عراق به خاک ایران آغاز گردید.14

ارتش بعثی عراق مهم‌ترین تهاجم خود را با بکارگیری 37 تیپ رزمی15 و با عبور از خط مرزی و به منظور اشغال بخش‌هایی از خاک ایران، در یک جنگ زمینی آغاز کرد.

منابع و مراجع

7. بشیری عباس، انقلاب در بحران، کارنامه و خاطرات سال 1359‌هاشمی رفسنجانی، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1384، ص/225

8. تهاجم ارتش عراق درماه ذی القعده سال 1400 هجری قمری که از ماه‌های حرام است انجام شد.از نظر اسلام جنگ در ماه حرام جایز نیست، مگر آنکه پاسخ به جنگ دشمن باشد.

9. بر اثر حمله نیروی هوایی ارتش اسرائیل به فرودگاههای مصر در روز 5 ژوئن سال 1967، شصت و پنج درصد هواپیماهای نیروی هوایی مصر آسیب دیده و از کار افتادند.

10. دهها فروند از هواپیماهای شرکت‌کننده در اولین عملیات هوایی ارتش عراق، از نوع میگ 21 که یک هواپیمای رهگیر هوایی قدیمی و سوخوی 7 که یک بمب افکن قدیمی بشمار می‌رود، بودند. (منبع شماره 4، ص/68) این هواپیماها ساخت شوروی بود.

11. وفیق السامرایی، ویرانی دروازه شرقی، ترجمه، عدنان قارونی، تهران، مرکز اسناد دفاع مقدس، 1388، ص/65

12. ایران دارای 36 رسد موشک ‌هاگ بود که 27 رسد آن عملیاتی شده بود. در اطراف پایگاه‌های هوایی مهم مثل دزفول تا 4 رسد موشک ‌هاگ برای دفاع از پایگاه استقرار داشت.

13. مصاحبه اختصاصی با سرتیپ خلبان حبیب بقایی

14. وفیق السامرایی، ویرانی دروازه شرقی، ترجمه، عدنان قارونی، تهران، مرکز اسناد دفاع مقدس، 1388، ص/65

15. National Defense University, Saddam's War,Washington.D.C. 2009,P/37