حمله ارتش عراق در حالی صورت گرفت که بخش عمده‌ای از قوای ایران در پادگان‌های خود در خارج از مرزها بسر می‌بردند.در این مرحله از جنگ که از بعد از ظهر روز 31 شهریور 1359 تا 26 آبان ماه 1359 به طول انجامید، ارتش بعثی عراق توانست شهرهای خرمشهر، بستان، سوسنگرد، هویزه، دهلران، قصر شیرین و نفت شهر را به تصرف خود درآورد. همچنین قوای بعثی عراق توانستند تا دیوارهای جنوبی شهر اهواز جلو آمده، آبادان را محاصره نموده و خود را به دیواره‌های شهر شوش رسانده و جاده اندیمشک ـ اهواز را زیر آتش خود بگیرد. در این مدت بیش از 15 هزار کیلومتر مترمربع به اشغال قوای نظامی عراق درآمد.

ارتش عراق قبل از حمله سراسری اطلاعات درست و قابل اعتمادی از چگونگی گسترش نیروهایی را و توانمندی رزمی آنها و نیز اطلاعاتی از وضعیت زمین و محورهای عملیاتی بدست آورده بود. ارتش عراق با استفاده از هواپیماهای گشتی شناسایی میگ 21 تصاویری از مناطقی که قرار بود به اشغال خود در آورد را دریافت کرده بود.16 راهبرد نظامی عراق، اشغال بخش‌های مهمی از استان خوزستان و بخصوص اشغال جزیره آبادان و نیز حاشیه نوار مرزی در غرب کشور بود. ارتش بعثی عراق در تلاش بود تا علاوه بر تسلط کامل بر اروندرود با تصرف ارتفاعات سرکوب در غرب کشور و نیز اشغال برخی از شهرها و مناطق عرب نشین خوزستان، دولت عراق را در رسیدن به اهداف سیاسی خود که حداقل آن تجدید نظر در قرارداد 1975 بود، یاری دهد.

اهداف عملیاتی، سازماندهی و محورهای اصلی تهاجم ارتش عراق
نیروی زمینی ارتش عراق لشکرهای خود را در سه قرارگاه سپاه برای هجوم به مرزهای ایران سازمان داده بود. دولت عراق در نظر داشت تا از طریق یک جنگ محدود و ضربتی و با وارد کردن عمده قوای خود به جبهة جنوب، استان خوزستان بویژه منطقه ساحلی شمال اروندرود را به اشغال کامل خود در آورد تا بتواند به اهداف سیاسی و ژئوپلتیک خود، دسترسی پیدا کند. تصور عراق این بود که با تشدید مناقشات بین امریکا و ایران، حمله ارتش بعثی به خاک ایران به مثابه یک شوک عظیم، موجبات تغییرات سیاسی در تهران خواهد شد. اما مقاومت قوای مسلح و مردم مناطق مرزی، موجب شد تا عراق نتواند طبق برنامه زمان بندی شده در سرزمین‌های ایران به پیشروی خود، ادامه دهد. گفته می‌شود عملیات نظامی عراق برای مدت یک تا دو هفته طرح‌ریزی شده بود. تصور ستاد فرماندهی عراق این بود که با «غافلگیری ایران» و با «نابسامانی موجود در نیروهای مسلح ایران» و همچنین «برتری قدرت نظامی ارتش بعثی»، می‌تواند ظرف این مدت به اهداف نظامی خود دست یابد. ارتش عراق، سه جبهه عمده در شمالغرب، غرب و جنوب برای جنگ با ایران گشود و با کمک سه سپاه، عملیات زمینی خود را از 5 محور اصلی به سوی خاک ایران آغاز کرد. سپاه یکم شامل 2 لشکر 7، و 11( ـ ) و تعدادی تیپ‌های گارد مرزی بود که عمدتاً لشکرهای پیاده کوهستانی بودند. منطقه عملیات این سپاه در شمال غرب کشور از حاج عمران تا تنگه باویسی بود. هدف عراق در جبهة شمال غرب درگیر نگه داشتن یگان‌های ایران در آن ناحیه بود.

سپاه دوم ارتش عراق از لشکرهای 2، 4 و 8 پیاده ولشکرهای 6 و 12 زرهی تشکیل شده بود و مأموریت در جبهه غرب را با هدف تصرف شهرهای مرزی از قبیل سرپل ذهاب، گیلانغرب ومهران و کنترل معابر و گردنه‌های حساس این منطقه برعهده داشت. هدف اصلی ارتش عراق در جبهة غرب را می‌توان دور نگاه داشتن قوای ایران از دسترسی به بغداد تلقی کرد. سپاه سوم ارتش عراق شامل لشکر1 مکانیزه، لشکر3 زرهی، لشکر 5 مکانیزه و لشکرهای 9 و 10 زرهی و تیپ گارد جمهوری بود. منطقه مأموریت این سپاه در جبهه جنوب بود که منطقة تلاش اصلی تک ارتش عراق محسوب می‌شد. البته ارتش عراق تیپ 3 زرهی ابن ولید را در میمونه در محور عماره و تیپ 33 نیروی مخصوص در منطقة بصره را در احتیاط سپاه سوم قرار داده بود.

جبهه جنوب
محور اصلی و حقیقی جنگ، جبهة جنوب با هدف تصرف ساحل شمالی اروند رود و اشغال خوزستان بود. چنانچه ارتش عراق در این جبهه موفق می‌شد می‌توانست اراده خود را بر دولت ایران تحمیل نماید و به هدف اصلی از جنگ، دسترسی پیدا کند. حمله به استان خوزستان در دستور کار لشکرهای 1 و 5 مکانیزه و لشکرهای 3، 9 و 10 زرهی و تیپ‌های 31 و 32 نیروی مخصوص بود که از مرزهای این استان، پیشروی خود را آغاز کردند.17 در مجموع عراق نیمی از توان رزمی ارتش یعنی استعدادی درحدود 6 لشکر خود را برای حمله به خوزستان اختصاص داد.

عراق قصد داشت تا با انجام عملیات گستردة نظامی، بخش عمده‌ای از استان خوزستان را به تصرف خود درآورد و اگر با مشکلی مواجه شد، خط پدافندی خود را در امتداد رودخانه‌های بهمنشیر در جزیره آبادان، کارون در جنوب اهواز، و رودخانه دز در دزفول و یا کرخه قرار دهد. همچنین اهداف تهاجم زمینی ارتش بعثی عراق در جبهه جنوب را می‌توان رسیدن به ارتفاعات شمال دشت عباس در غرب شوش و دزفول و تأمین جاده اندیمشک ـ اهواز در شمال استان خوزستان بر شمرد. این منطقه بخش تلاش اصلی تهاجم عمده قوای ارتش بعثی را تشکیل می‌داد.تصرف ارتفاعات و تنگه‌های شمال دزفول و ورودی راه آهن و جادة تهران به اهواز برای جدا کردن استان خوزستان از سایر نقاط کشور از اهداف لشکر 10 زرهی ارتش عراق بوده است. از فرضیات تهاجم نظامی عراق این بود که مردم عرب زبان خوزستان مزاحمتی برای پیشروی ارتش بعثی ایجاد نخواهند کرد بنابراین وجود مردم در سرزمین‌های اشغالی، مشکل و مانعی محسوب نمی‌شد.

تحلیل و ارزیابی تهاجم ارتش عراق و مقاومت ایران
در چهار ماه اول جنگ، ارتش عراق توانست نوار مرزی ایران از شمال قصر شیرین تا اطراف آبادان بجز منطقه بین چنگوله تا دهلران و نیز رقابیه تا بستان را به اشغال خود در آورد. با تداوم تهاجم ارتش عراق، قسمت‌های مهمی از خاک ایران در سرتاسر ساحل رودخانه کرخه تا بسیاری از مناطق جنوب اهواز و غرب رودخانه کارون با وسعتی در حدود 17 هزار کیلومتر مربع در تصرف و کنترل ارتش بعثی قرار گرفت. در این شرایط زمانی ایران یا می‌بایستی به آتش بس مورد نظر عراق تن می‌داد و اشغال سرزمین‌های خود توسط ارتش بعثی را می‌پذیرفت و یا با انجام عملیات تهاجمی، قوای دشمن را از خاک خود بیرون می‌کرد.

تهاجم ارتش عراق با مقاومت چندانی در مرزهای ایران، مواجه نشد. اصولاً به هنگام پیشروی ارتش عراق در خاک ایران، بخشی از قوای ایران در پادگان‌های خود و در خارج از مرزها بسر می‌بردند. از شمال طلاییه تا خرمشهر که عارضه‌ای وجود ندارد و زمین منطقه به صورت دشت بود، از سوی واحدهای کم استعداد موجود در آن، مقاومت چندانی دیده نشد و ارتش عراق به راحتی منطقه بیابانی و بدون سکنة جفیر را تصرف و به سمت جادة اهواز پیشروی کرد.در محور طلائیه ـ جفیر و پادگان حمید تیپ 1 لشکر92 زرهی حضور داشت و با ارتش عراق مقابله می‌کرد. ارتش بعثی از منطقه چزابه نیز که تیپ3 زرهی لشکر 92 در آن مستقر بود به راحتی عبور کرد و در بستان متوقف شد.

بر خلاف پیش بینی‌ها، هر کجا ارتش عراق با مردم و ساکنین محلی و سپاه مواجه شد، نیروهای مردمی در برابر وی ایستادگی کرده و مقاومت نمودند. در پل نوی خرمشهر مقاومت مردمی در برابر اشغال این شهر شکل گرفت و با کمک نیروهای ارتش و سپاه خوزستان، واحدهای ارتش عراق زمین گیر شدند. در شهرهای گیلانغرب و سرپل ذهاب نیز نیروهای مردمی به کمک واحدهای ارتش شتافتند. بنابراین می‌توان گفت که «مقاومت‌های مردم»، «مقابله واحدهایی از نیروهای ارتش و سپاه خوزستان» که در مناطق مرزی حضور داشته‌اند و «عدم پیشروی هماهنگ یگان‌های ارتش عراق»، موجب توقف حملات ارتش بعثی به خاک ایران و زمین گیر شدن آن گردید. احتمال دیگری که برای توقف ارتش عراق می‌توان بیان داشت آن است که میزان پیشروی ارتش بعثی در خاک ایران، متناسب با سرعت برنامه‌ریزی شده از قبل برای آن نبود.

منابع و مراجع
16. وفیق السامرایی، ویرانی دروازه شرقی، ترجمه، عدنان قارونی، تهران، مرکز اسناد دفاع مقدس، 1388، ص/73

17. وفیق السامرایی، ویرانی دروازه شرقی، ترجمه، عدنان قارونی، تهران، مرکز اسناد دفاع مقدس، 1388، ص/ 73