زنان‌

باید پیوسته‌ یا حامله‌ باشند و یا شیر دهند، تا در كاروان‌ انسانیّت‌ و حركت‌ به‌ سوی‌ معبود و محبوب‌، و قبله‌ مشتاقان‌ و كعبه‌ عاشقان‌ و پویندگان‌ به‌ سوی‌ حرم‌ و حریم‌ امن‌ و امان‌ او، با مردان‌ هم‌ آهنگ‌ باشند.

حائض‌ شدن‌ زنان‌ موقعی‌ است‌ كه‌ در این‌ كاروان‌ نشسته‌اند و از حركت‌ افتاده‌ و متوقّف‌ گشته‌اند. بنابراین‌، اصل‌ در زنان‌ عبادت‌ است‌؛ یعنی‌ اصل‌ در زنان‌ حمل‌ و رضاع‌ است‌. حیض‌ زنان‌ خلافِ اصل‌ است‌؛ یعنی‌ عَدم‌ حمل‌ و عدم‌ رضاع‌ خلاف‌ است‌. فتَأمَّلْ در این‌ نكته‌ دقیق‌.

این‌ حقیر روزی‌ به‌ یكی‌ از پزشكان‌ حاذق‌ و بصیر و متعهّد [30] كه‌ سخن‌ از این‌ موضوع‌ به‌ میان‌ آمده‌ بود، گفتم‌: سلامت‌ و سعادت‌ زن‌ در اینست‌ كه‌: یا حامله‌ باشد و یا بچّه‌ در زیر پستان‌ خود داشته‌ باشد.

قدری‌ تأمّل‌ كرد و گفت‌: آقا این‌ گفتار، مطابق‌ آخرین‌ نتیجه‌ كنگره‌های‌ پزشكی‌ است‌ كه‌ امسال‌ در امریكا برگزار شده‌ است‌. و من‌ تز دكتری‌ خود را در امریكا در همین‌ موضوع‌ قرار داده‌ام‌.

آنگاه‌ گفت‌: طبق‌ آخرین‌ مدارك‌ و آمار، دخترانی‌ كه‌ قبل‌ از هجده‌ سال‌ بچّه‌ بزایند سرطان‌ پستان‌ نمیگیرند. وهر چه‌ دیرتربچّه‌ بزایند، درصدِ خطر تهدید سرطان‌ پستان‌ در آنها زیاد می‌شود؛ تا چون‌ از سنّ سی‌ سالگی‌ بگذرند خطر سرطان‌ پستان‌ به‌ نحو مضاعف‌ بالا میرود.

امّا زنانی‌ كه‌ اصلاً ازدواج‌ نكنند و بچّه‌ نیاورند، درصد خطر سرطان‌ پستان‌ در آنها سرسام‌آور است‌.

این‌ مطالب‌ را كه‌ عین‌ واقعیّت‌ است‌، قیاس‌ كنید با تبلیغات‌ و انتشارات‌ استعمار كافر كه‌ بر در و دیوار نوشته‌ بود: «زندگی‌ خوشتر، فرزند كمتر» و یا «فرزند فقط‌ یكی‌ یا دو تا» و در یك‌ صفحه‌ پوستر یا پلاكارد، عكس‌ یك‌ مرد و یك‌ زنی‌ را كشیده‌ بود، كه‌ در دستشان‌ یك‌ دختر و یك‌ پسر بود، و بطور شادابی‌ و خوشحالی‌ در حركت‌ بودند و دست‌ راست‌ را بلند كرده‌، فقط‌ انگشت‌ وُسْطَی‌ و مُسَبِّحه‌ (سَبّابه‌) را بطرف‌ بالا باز نموده‌، تا نشان‌ دهند كه‌ أوّلاً فقط‌ فرزند باید دو تا باشد و بس‌، و ثانیاً این‌ را با حرف 7 كه‌ رمز موفّقیّت‌ است‌، خاطر نشان‌ نموده‌ باشند.

از این‌ تابلوها بر هر اداره‌ای‌ و كانونی‌، بالاخصّ در سالن‌ بیمارستانها و درمانگاهها و محلّ اجتماع‌ مردم‌ زده‌ می‌شد و مردم‌ می‌دیدند. بیچاره‌ها هم‌ باور میكردند و از زیادی‌ بچّه‌ خودداری‌ میكردند. و زن‌ها دسته‌ دسته‌ به‌ درمانگاهها می‌آمدند و قرص‌های‌ ضدّ حاملگی‌ را به‌ عنوان‌ هدیه‌ و تُحفه‌، مجّانی‌ میگرفتند و با خوشحالی‌ همراه‌ خود می‌بردند. غافل‌ از اینكه‌ این‌ قرص‌ها همچون‌ قرص‌ اِسْتِرِكْنین‌، سمّ قاتل‌ است‌ كه‌ بر روی‌ آن‌ لعاب‌ شیرین‌ كشیده‌ باشند.

پزشكان‌ غیر متعهّد و خود فروخته‌ هم‌، پیوسته‌ در روزنامه‌ و رادیو و تلویزیون‌، تبلیغات‌ را در این‌ موضوع‌ بالا می‌بردند.

یك‌ روز پزشكی‌ به‌ خانمی‌ كه‌ برای‌ معالجه‌ نزد او رفته‌ بود گفته‌ بود: خانم‌! رَحِم‌ زن‌ حكم‌ درخت‌ را دارد.مگر درخت‌ چقدر میوه‌ میدهد؟! این‌ زن‌ هم‌ به‌ منزل‌ آمده‌ بود و بنای‌ بد سری‌ در آبستن‌ شدن‌، با شوهرش‌ گذارده‌ بود.شوهرش‌ در مسجد نزد من‌ آمد و از زنش‌ شكایت‌ كرد، و گفتار دكتر را كه‌ به‌ وی‌ گفته‌ بود بازگو كرد.گفتم‌: این‌ دكتر در این‌ سخن‌ مغالطه‌ نموده‌ است‌؛ و به‌ اصطلاح‌ عامّه‌ مردم‌، حُقّه‌ بازی‌ نموده‌ است‌. برو منزل‌ و به‌ عیالت‌ بگو: درخت‌ میوه‌ تا زنده‌ است‌ میوه‌ میدهد! به‌ مجرّد آنكه‌ به‌ بلوغ‌ خود رسد (در بعضی‌ از درختان‌ در سال‌ دوّم‌، و در بعضی‌ نیز دیده‌ شده‌ است‌ كه‌ در سال‌ اوّل‌) میوه‌ میدهد.

درختان‌ میوه‌ هر سال‌ مرتّب‌ میوه‌ میدهند. هیچ‌ میوه‌شان‌ قطع‌ نمی‌شود، مگر زمانیكه‌ آفتی‌ به‌ آنها برسد و ریشه‌ آنها كرم‌ بزند. در این‌ صورت‌ چوب‌ است‌. دیگر درخت‌ میوه‌ نیست‌؛ آنرا می‌برند.                بسوزند چوب‌ درختان‌ بی‌بر         سزا خود همین‌ است‌ مَر بی‌بری‌ را                                                     (رساله نکاحیه مرحوم علامه طهرانی)