نکته 61 هزار و یک نکته علامه ذوالفنون  آیت ا... حسن زاده آملی (حفظه الله):

به حقیقت برو و بگو آمدم، اگر گفتند: اینجا چرا آمدی؟ بگو به کجا روم و به کدام در رو کنم.

این ره است و دگر دوم ره نیست      این درست و دگر دوم در نیست

اگر گفتند: به اذن کی آمدی؟ بگو: شنیدم:

بر ضیافت خانه فیض نوالت منع نیست          در گشاده است و صلا در داده خوان انداخته

اگر گفتند: تا به حال کجا بودی، بگو راه گم کرده بودم.       اگر گفتند: چی آوردی؟

بگو: اولا، دل شکسته که از شما نقل است:

«در کوی ما شکسته دلی می خرند و بس          بازار خود فروشی از آن سوی دیگر است »

و ثانیا      جز نداری نبود مایه دارایی من              طمع بخششم از درگه سلطان من است »

و ثالثا:       «الهی آفریدی رایگان، روزی دادی رایگان، بیامرز رایگان. تو خدایی نه بازرگان

اگر گفتند: بیرونش کنید بگو:

نمی روم ز دیار شما به کشور دیگر                برون کنید از این در درآیم از در دیگر

اگر گفتند: این جرات را از که آموختی؟                        بگو: از حلم شما

اگر گفتند: قابلیت استفاضه نداری؟           بگو: قابلیت را هم شما افاضه می فرمایید

باز اگر به تو اعراض نمودند بگو:        به والله به بالله به تالله             بحق آیه نصرمن الله

که مو از دامنت دست بر ندیرم         اگر کشته شوم الحکم لله

 اگر گفتند: مذنبی.

بگو: اولا، شنیدم شما غفارید و ثانیا، من ملک نیستم آدم زاده ام

و ثالثا:     ناکرده گنه در این جهان کیست بگو          آن کس که گنه نکرده و زیست بگو

من بد کنم و تو بد مکافات دهی           پس فرق میان من و تو چیست بگو

اگر گفتند: این حرف ها را از کجا یاد گرفتی بگو:

بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود              این همه قول و عزل تعبیه در منقارش

اگر گفتند: چه می خواهی؟ بگو:

 از تو ما را هوای دیگر نیست                     جز لقای تو هیچ در سر نیست. (1)